۱۰۰۱ نکته قرآنی مهریه همسرم

مرز حق گویی و عدالت؛ آیه ای برای لمس بلندی قرآن (نکته ۲۷ از قرآن زیبا)

ح-حاجی کاظم

این روزها، بعضی از مردم راحت با توجیهی شهادت دروغ می دهد و ادعای دروغ علیه کسی می کنند.

در آسمانی بودن قرآن همین بس که آیاتی مثل آیه ۱۳۵ سوره نساء دارد:

تا کجا باید حق را بگوییم؟ اگر شهادت در دادگاه موجب ضرر خودمان بود، می توانیم پای نفع و بقاء خودمان را وسط بیاوریم؟

آیا می‌توانم به خاطر مثلاً فقر و گرفتاری شدید برادر و خواهر مجرمم و به بهانه دلسوزی و دوستی، به نفع آنان و علیه مظلوم شهادت دهم؟

پاسخ یک بی دین و معیار پاسخش را نمی دانم اما منطق قرآن می گوید حق نداری ذره ای علیه مظلوم شهادت دهی.

تا آنجا که حتی اگر جرمی مرتکب شدی؛ اگر پدر و مادرت به کسی ستمی کردند؛ اگر یکی از نزدیکانت حق کسی را خورد،

بازهم حق نداری به خاطر دلسوزی برای عزیزت، حق را بپوشانی. حق نداری شهادت نادرست دهی.

خدا از تو به آنها نزدیک تر است و اگر قرار باشد به خاطر عدالت لطمه ای ببینند، مراقبشان است.

این منطق زیبای قرآن و پیروان قرآن است.

%d8%af%d8%b3%d8%aa%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%da%af%d9%88%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b9%d8%af%d8%a7

آیه ای که دشمنان دین، درباره آن به شما نخواهند گفت:

یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوّٰامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدٰاءَ لِلّٰهِ وَ لَوْ عَلىٰ أَنْفُسِکُمْ أَوِ اَلْوٰالِدَیْنِ وَ اَلْأَقْرَبِینَ إِنْ یَکُنْ غَنِیًّا أَوْ فَقِیراً فَاللّٰهُ أَوْلىٰ بِهِمٰا فَلاٰ تَتَّبِعُوا اَلْهَوىٰ أَنْ تَعْدِلُوا

ای مومنان! بسیار قیام کنندگان برای عدالت باشید و برای خدا شهادت دهید هرچند علیه خودتان یا پدر و مادر و نزدیکانتان باشد. (اگر برای آنان نگرانید) چه فقیر باشند و چه بی نیاز، خداوند از شما به آنان نزدیک تر است. پس از هوی و هوس خود پیروی نکنید تا به عدالت برسید.

(سوره نساء، آیه ۱۳۵)

امام علی علیه‌السّلام می‌فرماید: «و کونا للظّالم خصماً و للمظلوم عوناً.»خصم ظالم باشید و یاور مظلوم. «خصم»، غیر از «دشمن» است. یک وقت کسی دشمن ظالم است؛ یعنی از ظالم بدش می‌آید و دشمن اوست. این، کافی نیست. «خصم او باش»، یعنی «مدّعی‌اش باش.» یعنی «گریبان ظالم را بگیر».

نکته: اهم و مهم کردن در شرایطی که مثلا برای اجرای عدالت، بمبی منفجر می شود و لطمه ای به عده ای بی گناه دیگر می خورد، حتما در دین انجام می شود. عاقلانه تصمیم گرفته می شود اما جلوی توجیهات دلسوزانه علیه عدالت گرفته می شود تا کم کم عدالت در جامعه نهادینه گردد.


به همان موجودی که صفاتشان به آن نزدیک تر است تبدیل می شوند (نکته ۲۶ از قرآن زیبا)

به قلم: حجت حاجی کاظم، نوشته شده در ۱۶ دی ۹۲

یک نکته قرآنی که خدا لطف کرد و به نظرم رسید که در تفاسیری مثل المیزان و نمونه و ترجمه استاد انصاریان، آیت الله الهی قمشه ای و … ظاهرا اشتباه ترجمه و تفسیر شده است.
آیه شریفه

وَ لَوْ نَشاءُ لَمَسَخْناهُمْ عَلى مَکانَتِهِمْ فَمَا اِسْتَطاعُوا مُضِیًّا وَ لا یَرْجِعُونَ  ﴿یس‏، ۶۷﴾

معمولا اینگونه ترجمه شده است:

اگر بخواهیم آنها را در جای خود مسخ می‌کنیم (و به مجسمه‌هایی بی‌روح مبدّل می‌سازیم) تا نتوانند راه خود را ادامه دهند یا به عقب برگردند!

می بینید که مکانت به مکان ترجمه شده است در حالی که مکانت در آیات دیگری به طور مشخص به معنای شان و مرتبه به کار رفته ضمن اینکه اگر دقت شود، معنای خیلی ویژه ای ندارد و در ضمن در این صورت باید فی مکانتهم استعمال می شد. حال اگر اینجا مکانت را به معنای جایگاه بگیریم، مقصود اینگونه می شود: اگر بخواهیم، آن مجرمان رابر مبنای جایگاه انسانی و معنوی ای که دارند به حیوان متناسب با آن جایگاه تبدیل می کنیم. و به عبارت دیگر یعنی ای آدم گرفتار به صفات رذیله! اگر تو را به چهره واقعی ات تبدیل کنیم، چه کار خواهی کرد؟ اگر تو را در سیر معنوی ات متوقف کنیم، چه خواهی کرد؟ با این نکته، می توانیم به تامل در فلسفه مسخ نیز نزدیک شویم.

ظهر رفتم موسسه آیت الله جوادی آملی برای پرسیدن سوالی، این را هم مطرح کردم. فرمودند منظور از مکانت در اینجا همین منزلت است.
فهمیدم که بنده در این رای تنها نیستم. :D

البته مزاح کردم. حقیقتا دستمان از علم و معرفت خالی است.

نکته ای که دوست عزیزم آقای غلامرضا بدرخانی از المیزان یافتند:

قوله تعالى: «قُلْ یا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلى‏ مَکانَتِکُمْ إِنِّی عامِلٌ إلى قوله- عَذابٌ مُقِیمٌ» المکانه هی المنزله و القدر و هی فی المعقولات کالمکان فی المحسوسات فأمرهم بأن یعملوا على مکانتهم معناه أمرهم أن یستمروا على الحاله التی هم علیها من الکفر و العناد و الصد عن سبیل الله.
المیزان ج ۱۷ ص ۲۶۷
می بینیم که المیزان هم در اینجا مکانت رو تبیین کرده و محسوس و معقول رو متذکر شده است.


تدبری در بیان معجزه‌وار قرآن کریم درباره «زشتی قتل فرزند» (نکته ۲۵ از قرآن زیبا)

در این مطلب، معجزه هماهنگی قرآن کریم با فطرت انسانی را احساس کنید.

تصور کنید پدر یا مادری به خاطر اینکه می‌ترسد نتواند نان و آب فرزندش را تأمین کند یا نان و آب خودش کم شود، فرزند خود را به قتل برساند. مصداق دیروزی کشتن فرزند از ترس فقر، زنده به گور کردن دختران بود و مصداق امروز آن، سقط جنین (به بهانه آمادگی نداشتن برای بچه‌داری و یا نقص‌های کلی جنین) است.

وقتی خدای بزرگ می‌خواهد از این کار خیلی زشت و خلاف عاطفه پدری و مادری سخن بگوید، با این نکته به ماجرا پایان می‌دهد که این کار، خطای بزرگی است. برای من سؤال ایجاد شد که وقتی خداوند می‌گوید فرزندان خود را از ترس فقر نکشید، چرا آن را گناه معرفی نکرده است و تنها به عنوان خطایی بزرگ از کشتن فرزند نام می‌برد؟ می‌فرماید از ترس فقر فرزندان خود را نکشید (وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ خَشْیَهَ إِمْلاقٍ) حواستان باشد که ما به آنها روزی می‌دهیم و به شما هم؛ (نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیّاکُمْ) و حواستان باشد که قتل فرزندان، خطای بزرگی است. (إِنَّ قَتْلَهُمْ کانَ خِطْأً کَبِیراً) (الإسراء، ۳۱)

خطا در جایی است که محاسباتمان اشتباه بوده است. در خطا، خیلی اوقات غرض بدی در کار نیست و خداوند نیز کسی را به خاطر خطا بازخواست نمی‌کند. (از آیه ۵ سوره احزاب و ۹۲ نساء می‌توان این را فهمید) آیا اشتباه دانستن قتل فرزند (عملی با این زشتی) کافی است؟

پاسخی که به نظر می‌رسد این است: پیش فرض قرآن آن است که همه می‌دانند چه قدر قرآن قتل بی‌گناه را زشت می‌داند. مخاطب قرآن می داند از نظر قرآن، «قتل یک نفر مثل کشتن همه افراد است» (مائده، آیه ۳۲) مخاطب قرآن می داند از نظر قرآن، کشتن یک بی گناه منتهی به جهنم است. (نساء، آیه ۹۳) پس اگر عاقلی، همه آیات را کنار هم ببیند، تردیدی در زشتی قتل از نظر قرآن ندارد. چه اینجا بگوید و چه نگوید، بارها گفته است که قتل زشت است و گفتنش فقط تکرار است.

ولی بازهم یک سؤال باقی می‌ماند: جای دیگر بیان کرده قتل چه‌قدر زشت است اما تکرار چه اشکالی داشت؟ در اینجا هم گناه بودن قتل و جهنم داشتن را دوباره نگفت؟ مگر تذکر به سود انسان نیست؟ چرا خدای بزرگ نفرمود: «گناه است (اثم) و جهنم در پی دارد (فجزائه جهنم)»؟ مثلاً می‌فرمود: «إِنَّ قَتْلَهُمْ کانَ خِطْأً کَبِیراً و اثماً مبیناً و جَزائُهُ جهنّم»

شاید پاسخ این است که فرزندکُش (مثل سقط‌کننده جنین)، خودش عاطفه‌ای علیه عمل خود دارد و می‌داند کار او زیبا نیست اما مشکل او این نیست. او حس می‌کند اگر فرزندش زنده بماند، از فقر زجر می‌کشد و جیب او را هم خالی می‌کند. خدا روحیه و تصورات او را می‌‌داند. پس می‌گوید تو حتی در این حساب و کتاب مادی است هم اشتباه کردی. تو روزی‌رسان بودن خدا را ندیدی و فکر کردی دچار خسارت دنیایی خواهی شد و همین باعث شد دست به این کار غیرعاطفی و ضدشرعی بزنی.

به نظر می‌رسد این نهیب خداوند، از اینکه بگوید جهنم در پی دارد و … سخت‌تر است. چون او می‌دانسته آخرت خود را دارد به خاطر «تأمین رفاه مادی» در خطر می‌اندازد. او تصمیم خود را برای گناه گرفته است اما آن چیزی که می‌تواند او را منصرف کند، این است:

«تو فکر کردی با این کار آخرت را از دست می‌دهی ولی خود را از دست فقر رها می‌کنی. اما حقیقت این است که اگر این کار را انجام دهی، نه تنها در آخرت دچار مشکل می‌شوی، نه تنها کاری ضد عاطفه کرده‌ای، بلکه رزقی که به واسطه فرزندت قرار بوده به تو برسد را نیز از دست داده‌ای»

چه بیمی بالاتر از این؟ خسارت دنیا و آخرت؛ از دست دادن عصمت روحی و حتی رزق دنیایی. خدا چه خوب انسان را درک می کند و چه خوب هدف می‌گیرد.

va-la-taghtol

یاد کنم از دیالوگ نویسنده سریال ولایت عشق که از زبان امام رضا (علیه السلام) به مأمون (بعد از مسمومیت) گفت: «مأمون! تو بازهم اشتباه کردی.» این «اشتباه کردی»، از «گناه کردی» اثرش در مأمون بیشتر است چون او می‌داند گناه می‌کند اما اگر بفهمد با این گناه دنیا را نیز به دست نمی‌آورد، برای او منتهای پشیمانی خواهد بود.

حال ببینید چه قدر نحوه هشدار دادن قرآن کریم حکیمانه است و ببینیم ما چه قدر این رمـزها را برای تربیت انسان‌های جامعه خود فهمیدیم و استفاده کردیم؟ الان می‌فهمیم چرا در آیه فرمود: ما به آنها روزی می‌دهیم و به شما هم (نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیّاکُمْ)؛ قتل فرزندان، خطای بزرگی است (إِنَّ قَتْلَهُمْ کانَ خِطْأً کَبِیراً) (الإسراء، ۳۱)

در معجزه بودن قرآن کریم همین بس که هرچه سؤالات دشوارتری از آن می‌پرسید، جواب‌های عمیق‌تری ارائه می‌کند که می‌بینید به طور عمیقی با عقل و فطرت سازگار است. این است نشانه بودن و آیت بودن قرآن کریم. این است معجزه بودن آن. قرآن خیلی زیباست.

به قلم: حجت الله حاجی کاظم
نظر بدهید : ادامه...

وقتی دل مظلوم هم به حال ظالم می‌سوزد – (نکته ۲۲ تا ۲۴ از قرآن زیبا)

ح- حاجی کاظم

«کسی که دیگری را آزار می‌دهد، قبل از آن، خودش را اذیت کرده است.»

این جمله حکیمانه‌ای بود که روزی شنیده بودم اما بیا زیباتر از آن را از زبان قرآن کریم پیدا کنیم. اینکه بفهمی آن کسی که حسد و کینه و غرور همراه دارد، همین الان نیز (علاوه بر قیامت) خود را در دردهایی بزرگ گرفتار کرده است. به جای آنکه تو هم از او غمگین شوی، دلت به حالش می‌سوزد.

qoranوقتی پیامبر باشی و ببینی مردم از حق که پرلذت و زیباست روی می‌گردانند، اگر روحیه الهی داشته باشی، به جای نفرین و نفرت، غصه آنها را می‌خوری. غصه می‌خوری که چرا در لایه‌های پنهان دل خود، هنوز گرفتار کینه و غرور هستند. چرا به خاطر «یک مشت پول» هنوز پا روی حقیقت می‌گذارند. (ادامه مطلب…)



  • آخرین مطالب پایگاه

  • موضوع مورد نظر را انتخاب کنید:

  • ابرچسب

    آزار جسمانی در خانواده آقای بهجت آیا خدا مهربان است؟ آیت الله بهجت احیاء علمی میقات مهر ارتباط با جنس مخالف اسلام و تروریست اسلام و صلح ایران مهم تر است یا اسلام؟ ایران و اسلام بررسی آزادی بیان تربیت الهی تربیت فرزند تربیت کودک تلاوت قرآن کریم توهین به اسلام حال نماز ندارم چه کنم؟ حجاب ظاهر ی و باطنی حس وطن پرستی و ناسیونالیستی حمایت از اجناس بی کیفیت چرا؟ حکم قصاص در اسلام خانواده آسمانی خدا مهربونه خدا چه قدر مهربونه دانلود تلاوت قرآن کریم دفاع از حکم قصاص دین دار کردن کودک سوالات جلسه خواستگاری عکس های کشتار مسلمانان میانمار فیزیک و متافیزیک لیبرالیم، بهانه ای برای توهین به اسلام متافیزیک علم محبت آسمانی مسلمان باشم یا ایرانی؟ مطلب زیبا درباره روز پدر مهر و محبت اسلام نقد فیلم های اسلام ستیز وطن پرستی ایرانی وطن گرایی چرا باید نماز بخوانم؟ چرا نماز به من نمی چسبد؟ چطور دوست دختر پیدا کنم؟ چگونه اهل ایمان از حزن دور هستند؟ چگونه دوست پسر پیدا کنم؟ کودک آزاری
    buttt
    کلیه حقوق محتوایی این پایگاه متعلق به صاحب امتیاز پایگاه اینترنتی میقات مهر است.

    طراحی لوگو پایگاه میقات مهر، توسط سرکار خانم محدثه ردکا انجام شده است که از ایشان سپاسگزاریم.

    666666666666