کلام اسلامی

داستان قضاوت درباره سه برادر

حجت حاجی کاظم

سه برادر تصمیم گرفتند آدم های بزرگی شوند. اولی فیزیکدان شد؛ دومی پزشک و سومی روحانی دینی.

اولی، صاحب جایزه نوبل شده و در کشوری دیگر آغاز به کار کرد.

دومی، رئیس بیمارستان شد و مداوای بیماران را انجام می داد.

سومی مدیریت موسسه ای فرهنگی را بر عهده گرفت و به کار فرهنگی پرداخت.

جنگ که شروع شد، فیزیکدان به کشور برگشت؛ (ادامه مطلب…)

نظر بدهید : ادامه...

هیچ شباهتی بین هفت آسمان قرآن با فرضیه بطلمیوسی وجود ندارد/ برداشت های خودسرانه سروش از مفاهیم قرآنی

منبع: حوزه نیوز – پاسخ علمی به ادعاهای سروش
انتشار در میقات مهر، تحت نظر استاد چاوشی انجام شده است

مصاحبه درباره کتاب نگاه علمی قرآن به طبیعت با دکتر جعفر آقایانی چاوشی:

اشاره:
نگاه علمی قرآن به طبیعت عنوان مجموعه مقالاتی از چند استاد دانشگاهی از جمله دکتر مهدی گلشنی است که توسط دکتر جعفر آقایانی چاوشی گردآوری و ویرایش گردیده و از سوی انتشارات دانشیاران ایران چاپ و منتشر شده است.

aghayani-chavoshi

فرصتی دست داد تا با این استادیار دانشگاه صنعتی شریف در باره این کتاب گفتگویی ترتیب دهیم مطالب زیر حاصل این گفتگو است. (ادامه مطلب…)


تدبری در بیان معجزه‌وار قرآن کریم درباره «زشتی قتل فرزند» (نکته ۲۵ از قرآن زیبا)

در این مطلب، معجزه هماهنگی قرآن کریم با فطرت انسانی را احساس کنید.

تصور کنید پدر یا مادری به خاطر اینکه می‌ترسد نتواند نان و آب فرزندش را تأمین کند یا نان و آب خودش کم شود، فرزند خود را به قتل برساند. مصداق دیروزی کشتن فرزند از ترس فقر، زنده به گور کردن دختران بود و مصداق امروز آن، سقط جنین (به بهانه آمادگی نداشتن برای بچه‌داری و یا نقص‌های کلی جنین) است.

وقتی خدای بزرگ می‌خواهد از این کار خیلی زشت و خلاف عاطفه پدری و مادری سخن بگوید، با این نکته به ماجرا پایان می‌دهد که این کار، خطای بزرگی است. برای من سؤال ایجاد شد که وقتی خداوند می‌گوید فرزندان خود را از ترس فقر نکشید، چرا آن را گناه معرفی نکرده است و تنها به عنوان خطایی بزرگ از کشتن فرزند نام می‌برد؟ می‌فرماید از ترس فقر فرزندان خود را نکشید (وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ خَشْیَهَ إِمْلاقٍ) حواستان باشد که ما به آنها روزی می‌دهیم و به شما هم؛ (نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیّاکُمْ) و حواستان باشد که قتل فرزندان، خطای بزرگی است. (إِنَّ قَتْلَهُمْ کانَ خِطْأً کَبِیراً) (الإسراء، ۳۱)

خطا در جایی است که محاسباتمان اشتباه بوده است. در خطا، خیلی اوقات غرض بدی در کار نیست و خداوند نیز کسی را به خاطر خطا بازخواست نمی‌کند. (از آیه ۵ سوره احزاب و ۹۲ نساء می‌توان این را فهمید) آیا اشتباه دانستن قتل فرزند (عملی با این زشتی) کافی است؟

پاسخی که به نظر می‌رسد این است: پیش فرض قرآن آن است که همه می‌دانند چه قدر قرآن قتل بی‌گناه را زشت می‌داند. مخاطب قرآن می داند از نظر قرآن، «قتل یک نفر مثل کشتن همه افراد است» (مائده، آیه ۳۲) مخاطب قرآن می داند از نظر قرآن، کشتن یک بی گناه منتهی به جهنم است. (نساء، آیه ۹۳) پس اگر عاقلی، همه آیات را کنار هم ببیند، تردیدی در زشتی قتل از نظر قرآن ندارد. چه اینجا بگوید و چه نگوید، بارها گفته است که قتل زشت است و گفتنش فقط تکرار است.

ولی بازهم یک سؤال باقی می‌ماند: جای دیگر بیان کرده قتل چه‌قدر زشت است اما تکرار چه اشکالی داشت؟ در اینجا هم گناه بودن قتل و جهنم داشتن را دوباره نگفت؟ مگر تذکر به سود انسان نیست؟ چرا خدای بزرگ نفرمود: «گناه است (اثم) و جهنم در پی دارد (فجزائه جهنم)»؟ مثلاً می‌فرمود: «إِنَّ قَتْلَهُمْ کانَ خِطْأً کَبِیراً و اثماً مبیناً و جَزائُهُ جهنّم»

شاید پاسخ این است که فرزندکُش (مثل سقط‌کننده جنین)، خودش عاطفه‌ای علیه عمل خود دارد و می‌داند کار او زیبا نیست اما مشکل او این نیست. او حس می‌کند اگر فرزندش زنده بماند، از فقر زجر می‌کشد و جیب او را هم خالی می‌کند. خدا روحیه و تصورات او را می‌‌داند. پس می‌گوید تو حتی در این حساب و کتاب مادی است هم اشتباه کردی. تو روزی‌رسان بودن خدا را ندیدی و فکر کردی دچار خسارت دنیایی خواهی شد و همین باعث شد دست به این کار غیرعاطفی و ضدشرعی بزنی.

به نظر می‌رسد این نهیب خداوند، از اینکه بگوید جهنم در پی دارد و … سخت‌تر است. چون او می‌دانسته آخرت خود را دارد به خاطر «تأمین رفاه مادی» در خطر می‌اندازد. او تصمیم خود را برای گناه گرفته است اما آن چیزی که می‌تواند او را منصرف کند، این است:

«تو فکر کردی با این کار آخرت را از دست می‌دهی ولی خود را از دست فقر رها می‌کنی. اما حقیقت این است که اگر این کار را انجام دهی، نه تنها در آخرت دچار مشکل می‌شوی، نه تنها کاری ضد عاطفه کرده‌ای، بلکه رزقی که به واسطه فرزندت قرار بوده به تو برسد را نیز از دست داده‌ای»

چه بیمی بالاتر از این؟ خسارت دنیا و آخرت؛ از دست دادن عصمت روحی و حتی رزق دنیایی. خدا چه خوب انسان را درک می کند و چه خوب هدف می‌گیرد.

va-la-taghtol

یاد کنم از دیالوگ نویسنده سریال ولایت عشق که از زبان امام رضا (علیه السلام) به مأمون (بعد از مسمومیت) گفت: «مأمون! تو بازهم اشتباه کردی.» این «اشتباه کردی»، از «گناه کردی» اثرش در مأمون بیشتر است چون او می‌داند گناه می‌کند اما اگر بفهمد با این گناه دنیا را نیز به دست نمی‌آورد، برای او منتهای پشیمانی خواهد بود.

حال ببینید چه قدر نحوه هشدار دادن قرآن کریم حکیمانه است و ببینیم ما چه قدر این رمـزها را برای تربیت انسان‌های جامعه خود فهمیدیم و استفاده کردیم؟ الان می‌فهمیم چرا در آیه فرمود: ما به آنها روزی می‌دهیم و به شما هم (نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیّاکُمْ)؛ قتل فرزندان، خطای بزرگی است (إِنَّ قَتْلَهُمْ کانَ خِطْأً کَبِیراً) (الإسراء، ۳۱)

در معجزه بودن قرآن کریم همین بس که هرچه سؤالات دشوارتری از آن می‌پرسید، جواب‌های عمیق‌تری ارائه می‌کند که می‌بینید به طور عمیقی با عقل و فطرت سازگار است. این است نشانه بودن و آیت بودن قرآن کریم. این است معجزه بودن آن. قرآن خیلی زیباست.

به قلم: حجت الله حاجی کاظم
نظر بدهید : ادامه...

پاسخ به شبهه تشهد و سلام نماز پیامبر اکرم (ص) و صلوات فرستادن بر خودشان

حجت‌الله حاجی‌کاظم؛ ۱۳ اردیبهشت ۹۵

بیان شبهه

اگر پیامبر اکرم هم مثل ما نماز می‌خوانده، یعنی می‌گفته شهادت می‌دهم که محمد بنده و رسول خداست. باید بر خودش صلوات می‌فرستاده و در سلام به خودش سلام می‌کرده است. اما شهادت دادن به رسالت خود و سلام و صلوات بر خود بی فایده است.

نتیجه می‌گیریم نمازی که ما می‌خوانیم، با نماز پیامبر اکرم (ص) تفاوت دارد. پس از عبارات نماز می‌توان فهمید، نماز زمان پیامبر نیست و تحریف شده است.

پاسخ به شبهه

صورت نماز نبی خدا (ص)

دلایلی تاریخی بر این مسئله وجود دارد که شکل کلی نماز فعلی، به صورت همان نمازی است که نبی خدا (صلی الله علیه و آله) می‌خواندند. از ایشان نقل شده است: «صلّوا کما رأیتمونی أصلّی؛ همان طور که نماز می‏خوانم، شما هم بخوانید» بنابراین ایشان:

  • در اذان و اقامه به نبوت خود شهادت می‌دادند.
  • در تشهد نماز به عبودیت و رسالت خود گواهی می‌دادند.
  • در سلام اول نماز به خود سلام می‌گفتند. (البته برخی دیدگاه‌های فقهی در شیعه و سنی می گویند سلام نماز، ادامه تشهد است و این دیدگاه به آن معناست که شهادت می‌دهم سلام خداوند بر پیامبر اکرم (ص) است؛ نه اینکه من سلام می‌فرستم) (عروه الوثقی, ج۲, باب التسلیم)

اما اگر از نظر تاریخی چنین نقل‌هایی درست است، آیا از نظر ادبی و عقلی پیامبر می‌تواند پیامبری خودش را تصدیق کند و به آن شهادت دهد و یا به خود سلام گوید (یا شهادت دهد سلام الهی بر خودش است)؟ پاسخ این است که آری. نشان خواهیم داد که هم شهادت دادن بر خود و هم سلام فرستادن بر خود، در دیدگاه دینی و از نظر ادبی، صورتی صحیح دارد.

بررسی عقلانیت و امکان ادبی شهادت دادن به حقانیت خود



  • آخرین مطالب پایگاه

  • موضوع مورد نظر را انتخاب کنید:

  • ابرچسب

    آزار جسمانی در خانواده آقای بهجت آیا خدا مهربان است؟ آیت الله بهجت احیاء علمی میقات مهر ارتباط با جنس مخالف اسلام و تروریست اسلام و صلح ایران مهم تر است یا اسلام؟ ایران و اسلام بررسی آزادی بیان تربیت الهی تربیت فرزند تربیت کودک تلاوت قرآن کریم توهین به اسلام حال نماز ندارم چه کنم؟ حجاب ظاهر ی و باطنی حس وطن پرستی و ناسیونالیستی حمایت از اجناس بی کیفیت چرا؟ حکم قصاص در اسلام خانواده آسمانی خدا مهربونه خدا چه قدر مهربونه دانلود تلاوت قرآن کریم دفاع از حکم قصاص دین دار کردن کودک سوالات جلسه خواستگاری عکس های کشتار مسلمانان میانمار فیزیک و متافیزیک لیبرالیم، بهانه ای برای توهین به اسلام متافیزیک علم محبت آسمانی مسلمان باشم یا ایرانی؟ مطلب زیبا درباره روز پدر مهر و محبت اسلام نقد فیلم های اسلام ستیز وطن پرستی ایرانی وطن گرایی چرا باید نماز بخوانم؟ چرا نماز به من نمی چسبد؟ چطور دوست دختر پیدا کنم؟ چگونه اهل ایمان از حزن دور هستند؟ چگونه دوست پسر پیدا کنم؟ کودک آزاری
    buttt
    کلیه حقوق محتوایی این پایگاه متعلق به صاحب امتیاز پایگاه اینترنتی میقات مهر است.

    طراحی لوگو پایگاه میقات مهر، توسط سرکار خانم محدثه ردکا انجام شده است که از ایشان سپاسگزاریم.

    666666666666