به قلم حجت الله حاجی کاظم

آن قدر از ارزش‌های نماز شب گفته‌اند که گاهی برای ما فراق آن موجب می‌شود فراموش کنیم باید قدم‌های فعلی خود را درست برداریم. عجیب است اینکه گاهی می‌خواهیم فرصتی پیش آید تا نماز شب بخوانیم اما اصلاً اضطراری نسبت به گفتگو با خدا حس نمی‌کنیم. جالب است که در حسرت نماز شب هستیم اما بعد نماز ظهر و عصر حتی یک دقیقه برای حرف زدن با خدا وقت نمی‌گذاریم. البته نمازهای مستحبی و از چمله نماز شب به بهتر شدن نمازهای واجب هم کمک می‌کند اما کسی که ضرورتی نمی‌داند از فرصت بیداری خود برای مناجات استفاده کند، چگونه ضروری بداند در اوج خواب بیدار شود و حرف‌های مهمش را با خدا بگوید؟

IMG09510871

می‌خواهم بگویم نماز شب زیباست اما برای ما که هنوز از ظرفیت‌های روز خود آن قدر استفاده نکرده‌ایم که باور کنیم که «حالا به شب نیاز دارم»، نباید حس کنیم که گره مشکلات معنویمان فقط در نماز شب نهفته است. به قول آیت الله بهجت، حتی اگر بر خواندن نمازهای واجبش در اول وقت‌ها متمرکز شود، به هر مقام معنوی که باید برسد، می رسد.

به نظر می‌رسد اگر به تعقل‌های روز و تدبرهایی که باید در قرآن کریم داشته باشیم و نیازهای خود نسبت به خدای هستی توجه کنیم، می‌توانیم به اضطرار نسبت به مناجات شب نزدیک شویم. وقتی مسئولیت‌های الهی – اجتماعی خود را ادا کنیم، روزی به آن نقطه می‌رسیم که متوجه شویم بدون نماز شب کم می‌آوریم و آن روز، روز خواندن نماز شب است. (البته اگر برای کسی خواندن نماز شب هیچ گونه دشواری ندارد و می‌تواند حتی بدون حس اضطرار به آن، با لذت بخواند، عادت دادن خود به آن هم مفید است.)

نکته مهم دیگر این است در روزگار ما به علت دیر خوابیدن، بیدار شدن سحر با دشواری فراوانی مواجه است. شاید نماز شبی نماز شب باشد که شروع استراحت آن از زمانی باشد که شب نمایان شده است. کسی که به مقدارکافی خوابیده و سحر بیدار می‌شود، میوه‌ای می‌خورد و شاداب نماز می‌خواند، با کسی که به زور خود را سر نماز نگه می‌دارد، بسیار متفاوت است.

باید به سوی بیشتر مناجات کردن پیش رفت اما اولویت های مورد نظر خداوند را نباید فراموش کرد. مستحبات به بهتر انجام دادن واجبات کمک می کند اما اصل کار ما واجبات و اخلاق و تعقل های صحیح است.