حجت حاجی کاظم؛ بهمن ۹۶

اخوان المسلمین، جنبشی بود که می‌خواست همه گروه‌های اسلامی را فارغ از اختلافات آنان به هم نزدیک کند. این دغدغه در بسیاری از متفکران مسلمان متمایل و غیر متمایل به آرمان‌های این جنبش وجود دارد. از سویی برخی انقلاب را متهم به رنگ گرفتن نابجا از جنبش اخوان می‌دانند و این مسئله را عامل ضربه خوردن شیعیان دانسته‌اند. برخی نیز معتقدند آرمان مورد نظر اخوان، باید بدون توجه به انتقادهای انقلاب نسبت به آنان دنبال گردد. بررسی ویژگی‌های این جنبش، ما را به درک بهتر کشش‌های سیاسی در جهان اسلام کمک می‌کند. تلاش بر اشاره کوتاه به برخی نکات پیرامون اخوان است و قصدی برای تفصیل نیست.

آرم اخوان المسلمین – شمشیر نماد مبارزه با ستم

این مطلب تلاش دارد به سوالات ذیل پاسخ دهد:

  • نقاط مثبت و منفی در اندیشه و عملکرد اخوان المسلمین چیست؟
  • چرا جنبش حماس در برخی موارد به مخالفت با ایران به عنوان همیار مردم فلسطین پرداخته بود؟
  • چرا مرسی رهبر اخوانی مصر علیه حمایت ایران از بشار اسد سخن گفته بود؟
  • آیا ایران دنباله رو جنبش اخوان المسلمین و مرید آنان است؟
  • اشتراکات و تفاوت های اندیشه اخوان با وهابیت عربستان و انقلاب ایران چیست؟
  • موضع اخوان و ایران درباره سوریه، فلسطین، یمن و … چه اشتراکات و تفاوت هایی دارد؟

اخوان المسلمین در اندیشه، معتقد به نگاه سلفی و وهابی است و در عمل به انقلاب اسلامی و اندیشه اتحاد نزدیک است. موضع آنان علیه اسرائیل بوده و حماس، در واقع شاخه‌ای از اخوان به شمار می‌آید. آنان با حکومت اسد و حوثی‌های یمن تعارض جدی دارند. یکی از ویژگی‌های آنان، دوری از نگاه‌های سطحی عربی-عجمی و توجه به جهان اسلام است.

مقدمه

بعد از فروپاشی امپراطوری عثمانی، خلأ قدرت در جهان اسلام موجب ایجاد تمایلاتی برای تشکیل احزاب سیاسی شد. سید محمد رشیدرضا متفکر سلفی مصری، با نگارش کتاب الخلافه و الامامه العظمی، به بحث درباره احیای مجدد خلافت اسلامی پرداخت. علی عبدالرزاق خلافت را امری عرفی دانسته و کتاب الاسلام و اصول الحکم را ارائه کرد.

تأسیس اخوان در سال ۱۹۲۸ توسط حسن البنا بود. آنان برای تأسیس حکومت همیشه مدعی و تلاش گر بوده‌اند.

اندیشه اعتقادی اخوان

آنان داعیه دار بازگشت به اسلام بر اساس قرآن، سنت و فهم سلف داشته و با فلسفه مخالفند. البته تفکر اخوانی، شاخه‌های متعددی دارد که شامل تفکر اخوانی اسلامی، اخوانی سلفی و اخوانی جهادی (سید قطب) می‌باشد.

انان می‌خواستند اشاعره و ماتریدیه را با بازگشت به قرآن و سنت تکامل دهند. خود را سلفی می‌دانند اما به نقد و کوبیدن اشاعره و ماتریدیه نمی‌پردازند. سعی دارند میان افکار اشاعره و دیدگاه‌های سلفی ابن تیمیه جمع کنند.

سلفی گری البنا، با وهابیت فاصله دارد. از تکفیر پرهیز دارند و به دنبال تقریب مذاهب هستند. اخوان، برخلاف سلفیه وهابیت، به مسائل ظاهری مثل ریش و حجاب و موسیقی اهمیت چندانی نمی‌دهند و وحدت اسلامی و استفاده از تجارب بشری برای آنان اهمیت دارد.

یوسف قرضاوی، کار اخوان را تصویف السلفیه و تسلیف الصوفیه دانسته است.

تصوف اخوانی، تطهیر دل برای حضور در میان دیگران و زدودن دردهای آنان است. این تصوف در محدوده شرع باید باشد. کشف و شهود، از نظر آنان دلیل شرعی نیست و روش ابن عربی و تسوف فلسفی تأیید نمی‌شود. این تصوف، بیشتر جنبه اخلاقی دارد.

وهابیت، آنان را به تصوف و تصوف، آنان را به وهابیت متهم می‌کند.

وهابیت، از اخوان انتقاد می‌کنند که در زمینه مبارزه با شرک کوتاهی می‌کند و اخوان، توسل را مسئله‌ای فقهی و فرعی بیان می‌کند هرچند حرام می‌داند.

فقه اخوان

آنان تقلید از چهار امام فقهی را جایز می‌دانند اما بنا به نظر ابن تیمیه در عدم انسداد باب اجتهاد، آنان اجتهاد را با توجه به مسائل روز لازم می‌دانند.

عموم رهبران اخوان پیرو مذهب خاصی نبوده و اجتهاد می‌کردند اما به علت ضعف‌های علمی، دارای تشتت زیاد در آرا بوده‌اند.

سید قطب از اخوان، به لزوم آسان سازی احکام معتقد بود.

اخوان و مواضع سیاسی

اخوان معتقد است دین از سیاست جدا نیست و اسلام برای بشر برنامه دارد. (قرضاوی، کتاب الدین و السیاسه)

دارالتقریب، توسط حسن البنا تأسیس شد.

ایده سیاسی آنان، در حال حاضر دموکراسی و گسترش فرهنگی است و ایدآل آنان، تشکیل حکومت اسلامی واحد می‌باشد.

در میان گروه‌های مختلف آنان، گرایشات جهادی تا سکولار وجود داشته است:

  • طرفداران فعالیت مقتدرانه و حتی مسلحانه و اجرای احکام اسلامی در جامعه (سید قطب که در نهایت توسط عبدالناصر کشته شد): جریان تنظیمی و محافظه کار نام گرفته‌اند که جوانانی پرشور و حرارت و عجول بودند. عدم سازش با حکومت، اقدام برای اجرای سخت گیرانه حجاب و جنگ با صهیونیسم، از ویژگی‌های آنان بوده است. آنان شاخه های سری اخوان را تشکیل دادند.
  • مخالفان شدید فعالیت مقتدرانه و مسلحانه (اصلاحیون (اصلاح طلبان ایران، گرایشات رادیکال داشته‌اند و به سمت گروه اول بوده اند اما در حال حاضر شاید به این گروه نزدیک شده باشند)): احترام به رأی مردم هرچه باشد، احترام به رأی زنان و غیر مسلمانان و امکان ریاست جمهوری آنان؛ فراتر رفتن از تعالیم اخوان و اسلام.

در ایران، تقریبا در حال حاضر هیچ کدام از این دو گرایش را به طور صریح نداریم بلکه در مواردی با گرایش اول و در مواردی با گرایش دوم همراهی وجود دارد.

اندیشه بیداری اسلامی به نظر می‌رسد از زمان سید جمال و محمد عبده آغاز شده و سلفی شدن رشید رضا اشعری، موجب انحراف تفکر اخوانی به سمت وهابیون از نظر اعتقادی شد.

جمال عبدالناصر، از خشم جوانان اخوان بر علیه فاروق استفاده و وی را مغلوب نموده بود اما خودش بعداً احساس خطر کرده و اخوان را تحت فشار و دستگیری قرار داد.

اخوان و انقلاب اسلامی

اشتراک آنان با شیعه، توجه به اسلام برای اهداف جامعه اسلامی و نیز تلاش برای حفظ انسجام در جهان اسلام است. آنان در مبارزه با اسرائیل، هم عقیده هستند.

اخوان بیش از اینکه حرکتی فکری و عقیدتی باشد، حرکتی سیاسی است. رنگ سلفی آن بیشتر شده اما با وهابیت فاصله دارد. نگاه آن به مردم سالاری دینی، آنان را به ایران نزدیک می‌کند. تفکرات مذهبی آنان به وهابیت نزدیکتر است.

در جواب کسانی که ایران را وابسته فکری و وامدار اخوان (اخوانی) می‌دانند، باید گفت این سخن آنان نادرست است و شاهد این نادرستی، اختلافات زیادی است که میان نگاه اخوان و انقلاب اسلامی دیده شده و نه اخوان و نه انقلاب از آن اختلافات کوتاه نیامده اند:

  • برخی از اعضای اخوان، از صدام حمایت کرده بودند.
  • آنان با حمایت ایران از اسد مخالف بودند و در این موضوع، اختلاف میان ایران و اخوان شدت گرفت. اخوان به معارضان اسد پیوست.
  • ایران در موضوع یمن، با اخوان در موضع مقابل یکدیگر قرار گرفتند.
  • موج ایران هراسی، موجب انتقاد قرضاوی از ایران شده است هرچند بنا بر تعامل با اخوان به عنوان یک گروه بزرگ اسلامی است.

نمایندگی‌های اخوان در جهان اسلام

آنان در جیبوتی، سوریه، فلسطین، سودان، اردن، مراکش، لیبی، الجزایر و تونس شعبه‌هایی برپا کردند. جمعیت اصلاح و دعوت، نماینده اخوان در ایران بود.

اخوان و سوریه

نُصَیریه در سوریه، از غلات شیعه و دارای گرایشات سوسیالیستی عربی و نزدیک به حزب بعث عراق هستند که به شدت با مخالفان برخورد می‌کنند. دلسوزان جهان اسلام تلاش کرده‌اند با اعزام آنان به نجف، در اصلاح تفکرات نصیریه قدمی بردارند.

اخوان در سوریه، علیه اسد اعلام موضع کرده و به مخالفان پیوست.

اخوان و فلسطین

اخوان فلسطین به رهبری شیخ احمد یاسین، گروه حماس (الحرکه المقاومه الاسلامیه) را به وجود آورد. حماس به جمع معارضان سوری پیوست و از جبهه عربی در تجاوز به یمن حمایت کرد. این موجب سردی رابطه آنان با ایران نیز شد.

در انتخابات، ریاست حکومت فلسطینی را به عهده گرفته و به دنبال آن با جنبش فتح درگیری خونینی داشتند.

اخوان یمن

آنان همیشه جانب حکومت جمهوری که تأسیس آن توسط جوانان یمنی تعلیم دیده در مصر بوده است را گرفته‌اند و از اقدامات علیه حوثی‌ها حمایت نموده‌اند.

اخوان اردن

اردن به آنان اجازه فعالیت به شرط مدارا با حکومت داده است.

رهبران معنوی اخوان

مرشدان عام اخوان عبارتند از:

حسن البنا (معتدل)، سید قطب (انقلابی سلفی)، محمد غزالی (آرامش و اعتدال) و یوسف قرضاوی رهبر امروز آنان (سلفی گری)

سید قطب

سید قطب در زندان عبدالناصر، کتاب معالم فی الطریق را نوشت. وی می‌گفت جامعه اسلامی، هیچ مدارایی با باطل و جاهلیت نمی‌کند.

سید محمد رشید رضا

وی اهل سوریه است و کتاب احیاء علوم دین در او اثر بسیاری گذاشت. مدتی گرایش به تصوف داشته و به سوی وهابیت ابن تیمیه رفت. با آشنایی وی با سید جمال، سلفیه اصلاحی شکل گرفت. قرضاوی درباره وی می‌گوید او سلفی مستقیم (اصلاحی) است.

حسن البنا

وحدت اسلامی مورد نظر وی بود و او برای کاهش اختلاف بین مسلمانان تلاش کرده است. هرچند توسل و استغاثه از اموات را حرام می‌دانست، اما شرک محسوب نمی‌کرد. وی مخالفان خود را نیز معذور می‌داند.

از تأسیس اخوان تا ترور وی، ۲۰ سال طول کشید. او تلاش داشت به مبارزات سخت وارد نشود اما جمعیت جوانان محمد، از آنان جدا شده و احمد ماهر پاشا را ترور کرد.

گروهی از اخوان، نقراشی را نیز ترور کرد و دو ماه بعد، البنا نیز ترور شد. علت این ترور، ترس ملک فاروق از کودتای اخوان بیان شده است.

             حسن البنا، رهبر معتدل اخوان

توجه: خیابانی واقع در محله مجیدیه شمالی ، به نام استاد حسن بنا نام گذاری شده است. بسیاری این شهید را با «حسن البنا»(مبارز مسلمان مصر) اشتباه می گیرند. اما این شهید، یک بنّای ساده ایرانی است که در لحظه ای حساس از عمر خود، با خلق حماسه ای جاویدان، نامش را بر جریده مجاهدان مسلمان این سرزمین به ثبت رساند.

اخوان و یمن

یمن نسل به نسل در دستان امامان زیدی بوده است. البنا در سال ۱۹۴۸ از کودتا علیه امامان زیدی حمایت کرد.

حسن الهضیبی

وی قاضی ۶۰ ساله بود که به ریاست اخوان بعد البنا رسید و تلاش در تعدیل رابطه با حکومت مصر داشت.

مرسی

بعد از سقوط مبارک، اخوان با شعار دموکراسی ۲۱۳ کرسی از مصر را گرفت اما بعد از ورود به مجلس، به دنبال تأسیس حکومت دینی رفت که با واکنش‌هایی همراه شد. مرسی، سلفیان تندرو را آزاد کرد و موجب افزایش ناامنی و خشونت شد.

ترور در اخوان

به نظر می‌رسد اقدامات اخوان در جهت پیش بردن اهدافشان با ترور، مورد پذیرش رهبران اصلی اخوان نبوده است و نمی‌توان آنان را گروهی تروریست دانست. در برخی موارد شاید چاره ای جز جلوگیری از خیانت برخی سیاست مداران و بیراهه بردن سرمایه ها و جلوگیری از قتل دیگر انسان ها، ممکن است وجهه ای داشته باشد. به نظر می‌رسد اخوان آن میزان که لازم بود، مدارای اسلامی را برای طرفداران خود پی ریزی نکرد و این یکی از عوامل اشتباهات و شکست‌های آنان بوده است.

نتیجه گیری

اخوان، گروهی است دارای جنبه‌های بسیار متعدد. برخی آرمان‌های آنان مثل نزدیک‌تر شدن ملت‌های مسلمان، آرمانی معقول به نظر می‌رسد و برخی حمایت‌های آنان از جریان‌های سلفی، محل سؤال و تردید است. ایران دارای دیدگاهی سیاسی در زمینه هم افزایی مسلمانان در جهان اسلام است و در این موضوع، دیدگاه‌های مشترکی با اخوان دارد اما این دلیل بر آن نیست که ایران دنباله روی اخوان بوده است زیرا همان طور که بیان شد، هرجا دیدگاه کشور اقتضا می‌کرد، از نگاه اخوان خارج شده است.

 

منبع اطلاعات ارائه شده

  • اخوان المسلمین؛ نوشته صادق مصلحی؛ موسسه مطالعات بنیان دینی؛ ۱۳۹۴

 

مرتبط:

داعش: اخوان المسلمین با “خلیفه” بیعت کند!