یکی از حرف هایی که از آدم های دلسوز هم گاه می شنویم،
این است که ما نتوانسته ایم نظامات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی اسلامی را آن طور که شایسته است در کشورمان پیاده کنیم
و این وضع، به آن خاطر که نام اسلام روی جمهوری ماست،
از حالتی که کاملا غربی می بودیم و ادعایی برای اسلام نداشتیم،
بدتر است‼️

به نظر بنده، این دیدگاه بسیار ناپسند است زیرا:

۱⃣دلیل اول
ما حکومت اسلامی نداریم بلکه جمهوری اسلامی داریم.
اصولاً ادعای اینکه بخواهیم حکومت اسلامی را آنگونه که باید باشد پیاده کنیم، ادعای نادرستی است.
«تلاش» ما، «تلاش برای اسلامی تر رفتار کردن» و مقاومت در برابر نسخه های غیردینی است.
هرکس ادعا کند جمهوری اسلامی توانسته یا حتی ادعا کرده مدینه فاضله دینی را در نقطه عالی اش می سازد، حرف نادقیقی بیان کرده است.
رهبران این نظام هم در موقعیت های مختلف اعلام کرده اند که ما فقط تلاش داریم به سوی اسلام حرکت کنیم و اسلام حقیقی، بالاتر از افق های ماست.

۲⃣دلیل دوم
آیا اگر نام این جامعه اسلامی نبود و به طور کامل سکولار اداره می شد، اوضاع بهتر نبود؟
پاسخ این است که اگر کسی بگوید برای نزدیک شدن به اقتصاد، فرهنگ، اجتماع و … اسلامی تلاش می کند، هرچند در عمل موفق نباشد، بسیار بسیار بهتر از کسی است که بگوید غربی می شوم هرچند علیه اسلام باشد. 👌
نسخه های جامعه مدرن را پیاده کنم هرچند نهی صریح دینی نسبت به آن داشته باشم؟ خداوند به این راه راضی است؟ عقل آن را صحیح می داند⁉️

تفاوت این دو،
تلاش کردن و تلاش نکردن برای دینداری است.
ما اگر نمی توانیم اسلام را اجرا کنیم،
حق نداریم دست از تلاش برای نزدیک شدن هرچند اندک به آن برداریم.
برای خداوند،
بنا را بر حرام نگذاشتن مهم است هرچند به ظاهر موفقیت چندانی نداشته باشیم.