این مطلب به نقل از خبرگزاری محترم فارس است و جهت اطلاع علاقه مندان درج شده است. از اینجا می توانید مطلب اصلی را ببینید.

اظهارات معاون وزیرعلوم دولت اصلاحات علیه « مهدی گلشنی» و پاسخ جمعی از دانشگاهیان

رضا منصوری معاون وزیر علوم در دولت اصلاحات اخیرا مطالبی را علیه مهدی گلشنی استاد برجسته دانشگاه شریف مطرح کرد که همین موضوع موجب شد تا جمعی از دانشگاهیان در نامه‌ای به اظهارات منصوری پاسخ دهند.

انتشار خبر بازنشستگی مهدی گلشنی استاد برجسته دانشگاه شریف و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و بروز مناقشات دربارۀ آن سبب شد تا جمعی که عملکردشان در عرصه‌های مدیریتی و سیاستگذاری علمی و فرهنگی مورد انتقاد گلشنی بوده است، پا در رکاب شوند و از مدیریت دانشگاه شریف در برابر نظرات منتقدان به موضوع بازنشستگی ایشان دفاع کنند.

بر همین اساس اخیرا رضا منصوری معاون وزیر علوم در دولت اصلاحات هم در کانال تلگرامی‌اش مطالبی را علیه مهدی گلشنی مطرح کرد، مطالبی که در برخی رسانه‌ها نیز منعکس شد.

البته انتشار چنین مقالاتی بر علیه گلشنی از سوی رضا منصوری مسبوق به سابقه است ولی توجه به این وقایع و بالاخص مقالۀ اخیر رضا منصوری علیه گلشنی موجب شد تا تعدادی از دانشگاهیان به بررسی اتهاماتی که منصوری به گلشنی وارد کرده، بپردازند.

این دانشگاهیان اعلام کرده‌اند: ما در راستای فهم واقعیات، از طریق جست و جوهای میدانی و مکاتباتی که با افراد مطلع از وقایع و مباحث مطرح شده از سوی دکتر منصوری انجام شد، به جمع بندی زیر رسیده ایم. در این نوشتار سعی کردیم تا برای هر نقل و عبارتی اسناد آنرا جویا شویم و چیزی نیاوردیم مگر آنکه پشتوانۀ مستند داشته باشد. با این حال بسیاری از مطالب و اسناد بدلیل حفظ حرمت فضای عمومی آکادمیک کشور فعلاً در این نوشتار منتشر نشده است. بخشی از تحلیل ما مبتنی بر تحقیقات انجام شده در موارد زیر می باشد. محور اصلی بحث های انجام شده مقالۀ ذکر شده از دکتر منصوری است و مخاطب اصلی این نوشتار خود ایشان هستند.

(۱) آقای دکتر منصوری جنابعالی طبق عادت همیشگی تان باز هم در کسوت کارشناس علم مدرن، و این بار به بهانۀ انتقاد از برنامه تلویزیونی ثریا، دست به قلم شده اید و چماق نفهمیدن علم مدرن را بر سر مخالفان خود کوبیده اید. شما مدعی هستید که دکتر گلشنی علم مُدرن و جامعۀ علمی را کنار گذاشته است و ما جامعۀعلمی ایران علم مدرن را نمی فهمیم؟ این ادعای شما بر اساس کدام سند است؟ تا کی می خواهید به موج سواری بر احساسات دانشگاهیان ادامه دهید؟ با بررسی اکثر نوشته ها و سخنرانی ها و مصاحبه های شما اینطور بر می آید که هیچ سند مشخصی دال بر اینکه ما علم مدرن را نمی فهمیم وجود ندارد. قابل توجه است که شما عضوی از خانواده فیزیک ایران هستید ولی لزوماً کارشناس اجتماع علمی، یعنی جامعه شناس علم، نیستید.پس شما بر اساس کدام مستندات معتبر کارشناس علم مُدرن شده اید؟ تا کی می خواهید به موج سواری بر احساسات دانشگاهیان ادامه دهید؟

(۲) جنابعالی استاد برجسته ای چون دکتر گلشنی را یک معلم خطاب کردید. شکی نیست که لفظ معلم واژۀ بسیار پرباری است که هر فردی لایق آن نیست. انتشارات و نتایج دستاوردهای تحقیقاتی دکتر گلشنی بر همگان روشن است. شما لطفا از دستاوردهای خود در سطح ملی و بین المللی بفرمایید. نتیجه بررسی های ما نشان داد که جز یک مقاله در دهۀ ۷۰ میلادی کار جدی دیگری، که مستقیما نتیجه پژوهش شما در علم مدرن فیزیک باشد، منتشر نشده است. از لحاظ بین المللی و برای ارائه در جوامع مدرن علمی چه کار برجسته ای در علم مدرن انجام داده اید؟ همینطور در سطح ملی، کدام مقاله علمی شما بذر امید را در کشور تزریق کرده است؟ از لحاظ آموزشی و اجرای نقش معلمی متاسفانه شما در امور علمی نظم عادی را هم رعایت نمی کنید. مشاهدات میدانی می گوید که دانشجویان تحصیلات تکمیلی به ندرت شما را ملاقات می کنند. غیبت های شما در طول ترم در کلاس درس را دانشجویان از یاد نبرده اند. همچنین پیرو مستندات آموزشی و مشاهدات دانشجویان شما همان فردی هستید که دروس را به نام خود انتخاب می کنید و آن را به فرد دیگری که در فرآیند جذب قرار دارد حواله می دهید! اگر بخواهیم از عدم رعایتهای شما در امور علمی یاد کنیم باید یک مثنوی بنویسیم. اخلاق حرفه ای و اخلاق اسلامی برای شما چه تعریفی دارد؟

(۳) جنابعالی دکتر گلشنی را بعنوان عضوی از شورای انقلاب فرهنگی مسئول مشکلات آموزش عالی دانسته اید، ولی بررسی ما نشان می دهد شما مسئولیت های مشخص تری در امور علمی کشور داشته اید: رئیس مرکز نشر دانشگاهی، معاون پژوهشی وزیر علوم، رییس پژوهشکده نجوم و ریاست رصد خانه ملی ایران نمونه ای از مسئولیت های شما می باشد. اگر بخواهیم عملکرد شما در این مراکز را بررسی کنیم خود حدیث مفصلی می گردد که در این مقال نمی گنجد. اما مواردی را بصورت مختصر بیان خواهیم نمود. آیا وقت آن نرسیده است که دلایل برکناری خود را از پروژۀ بی ثمری که سالها ریاست آن را بر عهده داشتید (یعنی رصدخانه ملی ایران) و هزینه های بسیار کلانی را برای آن دریافت نمودید، بیان نمایید؟ البته حتی تقلای دولت حامی شما نتوانست برکناری شما از ریاست رصدخانه را منتفی کند.

(۴) نکته دیگر اینکه ریشه عمدۀ بدبختی های علمی که امروز در همه جا صحبت از آن است، یعنی مقاله زدگی، قانونی بود که شما در زمان حضورتان در وزارت علوم وضع نمودید! در صحنۀ علمی کشور نقش شما به عنوان معاون پژوهشی وزیر علوم در معیار قرار دادن مقاله به عنوان معیار اصلی پژوهش در جامعۀ دانشگاهی کشور هنوز یادمان نرفته است. آقای منصوری! انتشار پژوهش ها در مجلات خارجی را چه کسی در کشور ترویج کرد؟ شما با چه هدفی این کار را به عنوان معیار اصلی پژوهش در کشور قرار دادید؟ این طبیعی است که هر عضوی از جامعۀ دانشگاهی که کار علمی می کند دستاورد علمی خود را در قالب مجله و کتاب منتشر کند و اگر دارای کیفیت مناسبی باشد آن را در سطح جهانی عرضه دارد. اما شما راه و رسم غلطی را در کشور باب کردید که چاپ مقاله آرزو و آمال اساتید و دانشجویان این کشور شده است. بعلاوه شما جهت و جریان فکری کشور را به سمت مسائلی بردید که باب میل مراکز غربی بود، یعنی پول بیت المال و مالیات ایرانی باید صرف حل مسائل کشورهای غربی بشود! در این شکی نیست که هزینۀ تولید علم را در حد نوآوری باید پرداخت و این مرزی ندارد، اما بیشتر پژوهش های ما در کشور، همانطور که دکتر گلشنی فرمودند، نه در جهت مرزشکنی در علم است و نه در جهت رفع نیازهای ملی مان. این است ماحصل ایده های شما در زمان صدارت تان در معاونت پژوهشی وزارت علوم در دهه ۸۰! البته شما پس از آن که نتایج عملکردتان مشخص شد مدعی شدید که مقاله نویسی فقط بخشی از تدابیرتان بوده نه همۀ آن. اما همه می دانند که پافشاری نامتوازن خود شما مسبب این وضعیت بوده و حرفهای بعدی شما توجیه و شانه خالی کردن از مسئولیت است.

(۵) شما همان فردی هستید که بعنوان دبیر انجمن فیزیک ایران بیانیه ای در زمینۀ دستیابی ایران به علوم و فنّاوری هسته‌ای منتشر کردید که ما را چه به این کارها!![۱] و مقام معظم رهبری در بیاناتشان در دیدار دانشجویان دانشگاه‌های استان یزد بدان اشاره کردند و به سخنان شما و همفکران تان مهر باطل زدند:

یکی از آنها مسئله‌ی انرژی هسته‌ای است. در داخل کشور خودمان جنجال راه انداختند که آقا انرژی هسته‌ای هزینه‌ی بدون سود است؛ چرا دارید این کار را میکنید؟ حالا تبلیغات جهانی که این مسئله را کاملاً دنبال میکرد و هنوز هم میکند؛ اما در داخل کشور خودمان از اولی که این مسئله‌ی هسته‌ای مطرح شد، از پنج شش سال قبل از این تا حالا مرتباً این مطلب را گفته‌اند و تکرار کرده‌اند. حتّی عده‌ای نامه نوشتند و گفتند آقا ما فیزیکدانیم. اینکه میگویند ما توانسته‌ایم دستگاه‌های سانتریفیوژ را راه بیندازیم، اصلاً واقعیت ندارد! به قدری قرص این را گفتند که ما مجبور شدیم افرادی را بفرستیم و بگوئیم بروند بازرسی کنند، درست ببینند؛ نکند که همینی که اینها میگویند، باشد. این، مال پنج شش سال قبل است. رفتند، آمدند گفتند نه آقا! کار، بسیار خوب، صحیح، علمی و محکم دارد انجام میگیرد. اول گفتند نمیشود، نمیتوانیم؛ بعد که دیدند توانستیم، گفتند آقا این هزینه‌ای است که سود ندارد، فایده‌ای ندارد. [۲]

آیا شما و همفکرانتان همان هایی نیستید که هر دستاورد بومی ما را منکر شده اید؟ آیا آقای کریمی پور مورد حمایت شما همان استاد اطلاعات کوانتومی نیست که اعلام کرد محال است ما بتوانیم آزمایش درهمتنیدگی دو فوتون کوانتومی را انجام دهیم؟ [۳] چه شد که پس از چندی مجبور شد حرف خود را پس بگیرد؟ [۴] همینطور استادی در دانشکده فیزیک شریف، که اکنون رئیس انجمن فیزیک ایران است، اعلام می کند که تکنولوژی هسته ای از مُد افتاده است! به کدام ساز شما باید رقصید! واضح است که باید از بیانات دکتر گلشنی در مورد وضعیت علمی کشور و دانشگاه صنعتی شریف به خشم آیید، وقتی تمام تفکر سر تا پا غربی شما را به نقد می‌کشد! واضح است که باید نسبت به صدا و سیمایی که خود بارها در آن صحبت داشته اید و کارشناس برنامه های آن بوده اید اینچنین خصمانه توهین کنید. احتمالا خیلی خوب پای برنامه های بی بی سی نشسته اید که برنامه ثریا و مخاطبان آن را نمی شناسید! چرا فقط نگاهتان به غرب است! آیا این همه روشنگری و دلایل بارز و آشکار برای تنبه شما و یارانتان در دانشگاه صنعتی شریف کافی نیست؟

(۶) آقای منصوری ! شما از تمجید مدیر دانشگاه استنفورد دربارۀ دانشگاه صنعتی شریف سخن می گویید، پس در نگاه شما محتملا دانشگاه استنفورد هم یک دانشگاه است و هم مدرن می باشد. خوب است بدانید که ریاست دانشگاه مدرنی چون ام آی تی، چندی پیش به رئیس دانشگاه شریف نوشت که سطح فارغ التحصیلان شما پایین آمده است![۵] این همان کالجی است که شما از تیم مدیریتی آن دفاع میکنید و به آن می بالید! اگر عمق فاجعه را درک نمی کنید، حتما بیشتر تامل داشته باشید.

(۷) آقای منصوری! شما از دیدار همکاران و صحبت با آن ها مواردی را بیان کرده اید و این چنین نتیجه گرفته اید که به نظرتان ما در شریف در حال دانشگاه شدن هستیم! اگر شما از این مدل دانشگاه شدن به خود می بالید، وا اسفا! مدلی که دکتر گلشنی از دانشگاه ارائه می دهند، یعنی یک دانشگاه علمی و فرهنگی و حکمت مدار که دغدغه اش تولید علم در حد مرزشکنی و نو آوری و همینطور رفع نیازهای کشوراست، کجا و مدل شما (یعنی دانشگاهی که در آن ناهار می خورند و سمینار دارند و غیره) کجا! اینها از ابتدائیات هر مرکز علمی امروزی است. مشکل از فرهنگ حاکم بر ذهن شما است آقای منصوری! همان فرهنگی که مانع از خودباوری است و عقدۀ حقارت غربی را به دانشجویان این کشور، که بعدا عهده دار مسئولیت بخش های دانشگاه و صنعت و اقتصاد و غیره می شوند، آموزش می دهد! مشکل از کم کاری دانشگاه و منحرف کردن اذهان از ناحیه شما و همفکرانتان است! همان فرهنگی که گفت محال است ایرانی بتواند فناوری هسته ای داشته باشد، محال است ایرانی بتواند دو فوتون را درهمتنیده کند! همان فرهنگی که طی سالها نتوانست یک رصدخانه ملی راه بیندازد! همان فرهنگی که به جای تعامل ملی، در پی تعامل بین المللی بر سر منافع غربی ها بود! همان فرهنگی که دائم می گوید ما دانشگاه نداریم! بلکه کالج داریم!! ما نمی دانیم علم چیست و ….

آقای منصوری! این شما و رفقایتان هستید که دانشکدۀ فیزیک شریف را سکوی پرتاب به غرب کرده اید و آژانس ویزای آمریکا و دیگر کشورها شده اید! از دکتر دورعلی می گویید، ما هم از شنیدن این خبر به خود می بالیم و به ایشان و گروه شان تبریک می گوییم. اما آیا قبل از ایشان در این کشور در طی این چهل سال یک استاد یا مجموعۀ علمی مشابه وجود نداشت؟! دکتر گلشنی حرفش این است که قاعدۀ دانشگاه باید این باشد که دورعلی ها جلوه کنند یا شهید علیمحمدی ها بروز یابند! اما چیزی که شما و همفکران تان در دانشکدۀ فیزیک به دانشجویان در طی دهه های گذشته تزریق کرده اید جز خروج از کشور نبوده است! شما مرتب گفته ایدکه ما نمی دانیم علم چیست! ما معنای علم مدرن را درک نمی کنیم، و هزاران گونه از این سخنان که به خورد جامعۀ علمی ما داده اید و هنوز هم تحویل می دهید!

(۸) جنابعالی پژوهشکدۀ فلسفۀ تحلیلی را به عنوان یک مرکز موفق (درمقایسۀ با گروه فلسفۀ علم) معرفی می کنید و اخیراً در مصاحبه ای اذعان کرده اید که پژوهشکدۀ فلسفۀ تحلیلی در پژوهشگاه دانشهای بنیادی با ابتکار و حمایت همه جانبۀ شما به عنوان معاون وزیر علوم تأسیس شد[۶]. اما این در حالی است که گروه فلسفۀ علم همواره مورد بی مهری مدیران دانشگاه بوده است و همواره با بهانه های صوری از تقویت آن جلوگیری کرده اند تا جایی که معاون فرهنگی دانشگاه شریف، در مصاحبه ای به این واقعیت اعتراف کرد که گروه فلسفۀ علم حتی از نظر مکان و امکانات وضعیت بسیار رقت باری دارد. دست آوردهای گروه فلسفه علم خود یک مقاله جدا می طلبد. اما به طور مختصر می توان گفت که با همین وضعیت، فارغ التحصیلان این گروه اکنون در برخی از دانشگاه های ایران به عنوان استاد در حال خدمت هستند و بعلاوه اینکه این گروه، جامعه دانشگاهی شریف و دیگر دانشگاه ها را تحت تاثیر خود قرار داده است. به عنوان نمونه دانشگاه ها و پژوهشگاه های دیگر در صدد ایجاد چنین مراکزی برای خود بوده اند و این نشان از موفق بودن فعالیت های این گروه و همینطور الگو بودن آن دارد. اما گروه فلسفۀ تحلیلی IPM ، بر عکس گروه فلسفۀ علم شریف، همواره از همۀ امکانات و حمایت های ویژه برخوردار بوده است. البته بعد از بازنشستگی دکتر گلشنی بلافاصله سیر خیرات به سوی گروه فلسفۀ علم سرازیر شد و در همان هفته های اول میلیونها تومان صندلی نو برای آن خریدند. شما و دوستانتان امروز هم بعد از رفتن دکتر گلشنی به دنبال الگوی خاصی برای فلسفۀ علم شریف هستید، که آن را به کلی از هدف و مسیر اولیه اش دور می کند.

در مورد پژوهشگاه علوم انسانی نیز وضعیت تفاوتی نداشت و وزارت علوم ، در زمان ریاست دکتر گلشنی، هیچگاه آن حمایتی را که نثار بعضی از مراکز، مثل مرکز تحصیلات تکمیلی زنجان، می کرد از آن پژوهشگاه ننمود، و تازه بعد از برکناری دکتر گلشنی از ریاست پژوهشگاه علوم انسانی بود که سیل حمایتهای وزارت علوم به پژوهشگاه سرازیر شد. اما مشکلات مزمن فرهنگستان علوم که ذکر کرده اید هیچ ربطی به دکتر گلشنی ندارد، چون او صرفاً عضوی از آن مجموعه است، و همواره از بی توجهی دولت به آن شکایت داشته است.

(۹) آقای دکتر منصوری! اگر به قول شما صدا و سیما مشکل دارد و برنامۀ مضحک براه انداخته است! چرا شما به این سیمای مضحک می روید و در برنامه های مختلف آن به صورت فعال شرکت می کنید؟ شما از این امر شاکی هستید که سیمای جمهوری اسلامی در امر علم دخالت کرده است. سؤال ما از جنابعالی این است که کارکرد رسانه ها چیست؟ چرا شما می توانید در باره نظریات هاکینگ با روزنامه ها مصاحبه کنید؟! آیا دخالت روزنامه ها در حوزۀ علم پذیرفتنی است و دخالت سیما به منظور نقد جریان علم در کشور ناپذیرفتنی؟ اگر رسانه ها در قبال آنچه که در حوزه های مختلف علمی، اقتصادی و… روی می دهد بی تفاوت باشند، مردم یک کشور چگونه از وضعیت امور سر در بیاورند و چگونه می توان امور را اصلاح کرد؟ چگونه می توان از خودکامگی بعضی عالم نمایان جلوگیری کرد؟ چگونه می توان از حقوق پایمال شده در دانشگاهها در برابر باندهای خاص دفاع کرد؟ شما خود از افرادی هستید که به صدا وسیما می روید و در برنامه های مختلف آن حضور می یابید. سؤال این است که آیا حضور در برنامه های سیما و فعالیت رسانه ای برای شما و همفکرانتان خوب و مجاز است و برای دکتر گلشنی بد و ناپسند؟!

(۱۰) درباره شورای عالی انقلاب فرهنگی و نقش دکتر گلشنی در آن، قبلا بارها همکاران شما به استاد مهدی گلشنی تاخته اند و پاسخ آنها در مصاحبه ها و نوشته ها آمده است . اما توجه کنید که دکتر مهدی گلشنی صرفاً یک عضو آن شورا هستند (نه همانند شما مدیر علمی و معاون پژوهشی وزارت علوم)، و اگر سری به مصاحبه های ایشان بزنید متوجه خواهید شد که چقدر نسبت به شورا نقد داشته اند. به علاوه، مگر خود شما قوانین مصوب آن شورا را عیناً اجرا کرده اید؟ بسیاری از قوانین کلیدی که در نهادهای بالادستی تصویب شده است شما ها در دانشگاه به ان تن در نداده اید، چون با منافعتان سازگار نبوده است! اما امروز دم از شورای عالی انقلاب فرهنگی می زنید! شما به کدام قانون بالادستی اعتنا کرده اید؟! شما ها هر روز در شوراهای عجیب و غریب در دانشگاه قوانین متضاد تصویب نموده اید.

(۱۱) یکی از شگردهای نویسندگی شما که در بسیاری از نوشته هایتان مشهود است، توصیف یک موضوع از منظر خیالات خودتان و پرهیز از تشریح آن است تا خواننده نتواند به قضاوت مستقلی در بارۀ آن موضوع برسد. مثلاً شما مدعی می شوید که افشاگری های اوائل انقلاب از رفتار غیر انقلابی دکتر گلشنی منجر به این وضعیت شده است که ایشان برای ریاست هیچ دانشگاهی مطرح نشود. سؤال این است که آن رفتار غیر انقلابی چه بود؟ چرا شما آن رفتار به اصطلاح غیر انقلابی را به صورت مستند و با ذکر جزییات تشریح نمی کنید؟ چگونه است که به خاطر آن رفتار غیر انقلابی، دکتر گلشنی به ریاست هیچ دانشگاهی نرسیده اما به ریاست پژوهشگاه رسیده است؟! آیا در این خصوص بین دانشگاه و پژوهشگاه تفاوت ماهوی وجود دارد؟

اخیراً شما در مصاحبه ای مدعی شده اید که مقداری هم فلسفه خوانده اید. با این وصف حتماً می فهمید که تفاوت بارزی وجود دارد بین آن که کسی رئیس دانشگاه نشده باشد و آن که برای مقام ریاست دانشگاه مطرح نشده باشد که این دومی در مورد آقای دکتر گلشنی صدق نمی کند. بهتر است شما صرفاً در حد دانسته های خود اظهار فضل کنید . البته شما در این قبیل مغالطات استاد هستید. همان طور که با کلی گویی و مبهم گویی در چهار سطر موضوعات متمایز و منفصل دهه های ۵۰ ، ۶۰ و ۷۰ را در هم ادغام کردید تا بتوانید قصۀ مجعول خودتان را برای مخاطبان تعریف کنید .

(۱۲) آقای دکتر منصوری، شما تصویری از یک مقاله را به عنوان سند خصم در متن خود آورده اید. تحقیقات ما حاکی ازین بوده است که اولا اختلافات با دکتر انواری مربوط به کل دانشکدۀ فیزیک بوده است و ثانیا اقدامات بعدی دکتر انواری حکایت از ابراز خصومت شخصی او نسبت به افرادی چون دکتر گلشنی دارد، چنانکه توضیحات بیشتری در ادامه خواهیم آورد. آقای منصوری، چرا نمی گویید که چه شد آن مقاله در روزنامۀ صبح نوشته شد؟ آیا در آن زمان که این مقاله نوشته شد، دانشجویان دکتر گلشنی تهدید نشده بودند که باید استاد راهنمای دکتری خود را تغییر دهند؟

آیا یک درس خاص دکتر گلشنی که سال ها در آن دانشکده تدریس می شد به خاطر خصومت مدیران وقت حذف نگردید؟ چه شد که وقتی دانشگاه از دکتر گلشنی، در همان زمان ریاست آقای انواری، شکایت کرد، شکایتش را پس گرفت؟ شما که از آقای انواری نام بردید، حتما در جریان هستید که اختلاف دکتر گلشنی با آقای انواری بر سر مسائل شخصی نبوده است، پس چرا اکنون مغالطه می کنید؟ شما مدعی هستید که در همان اوائل افشاگری در مورد دکتر گلشنی، وی دکتر انواری، رئیس وقت دانشگاه، را خصم خود اعلام کرد. اما آن طور که بعضی از هیات علمی و فارغ التحصیلان دانشگاه شریف به ما گفته اند ، در دهۀ ۱۳۶۰ بین دانشکدۀ فیزیک و دکتر انواری در چند مورد اختلاف نظر وجود داشت و این اختلافات صرفاً بین دکتر گلشنی و دکتر انواری نبود، هرچند که دکتر گلشنی، همچون امروز، شهامت بیشتری در ابراز مخالفت با سیاستها و دستورات رئیس دانشگاه و وزارت علوم داشت و مثل بعضیها سوابق سؤال برانگیز نداشت که بترسد و نگران باشد. در دهۀ ۶۰ دانشکده فیزیک با استخدام سه نفر به عنوان عضو عیأت علمی دانشکده مخالف بود، در حالی که دکتر انواری از استخدام آنها به شدت حمایت می کرد و در جریان همین اختلافات بود که معاون دانشکدۀ فیزیک آقای حریری استعفا دادند و بعد از آن شما، آقای منصوری، بدلیل اینکه همه کارهای دانشکدۀ روی زمین مانده بود، در سال ۶۴ از ریاست دانشکده فیزیک استعفاء دادید و دانشکده فیزیک دو سال رئیس نداشت! بعد هم اعضاء دانشکده برای رسیدگی به امور دانشکده با نوشتن و امضاء نامه ای متوسل به دکتر گلشنی شدند که اسناد همۀ اینها موجود است. آیا بعدا این دکتر انواری نبود که آقای مهندس حریری را عزل کرد!

همچنین در همان دهۀ ۶۰ دکتر انواری رئیس گروه علوم پایه و کمیتۀ فیزیک شورایعالی برنامه ریزی بود و تشکیلات تحت مدیریت وی برنامه ای را برای فیزیک کشور تدوین کرده بود که مورد قبول دانشکده فیزیک نبود و لذا دانشکده با انتشار مقاله ای در مجله فیزیک مرکز نشر دانشگاهی (که مسئولش شما بودید) به آن برنامه، روی زمینه های علمی، واکنش نشان داد. البته دکتر گلشنی قبلاً در دو مقاله در مجلۀ فیزیک ، که زیر نظر شما اداره می شد، در خصوص برنامه های مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد اظهار نظر کرده بود. شما که خودتان در جریان همۀ این مسائل بوده اید، چگونه همۀ این حقایق را انکار می کنید، و موضوع را به یک دشمنی شخصی دکتر گلشنی با دکتر انواری تعبیر و تحریف می کنید؟

البته پاسخ سؤال فوق الذکر چندان هم مشکل نیست. دکتر اردلان ،که رسماً اذعان کرده که قبل از انقلاب کمونیست بوده است، در اواسط دهۀ ۷۰ کار را به جایی رساند که دانشکده در صدد حذف درس دکتر گلشنی برآمد، و دکتر انواری هم با دکتر اردلان به موضع همگرایی رسید و البته شما هم، که در خارج از کشور بودید، از جریان آنها حمایت می کردید. آیا این اتفاقی است که روایت دکتر اردلان از حوادث آن سالها دقیقاً همان روایت شما است، در حالی که هر دو نفرتان کاملاً در جریان آن وقایع بودید و هر دو نفرتان در ابراز مخالفت با تصمیمات دکتر انواری در آن سالها شریک و دخیل بودید؟! آیا این جای سؤال ندارد که چگونه دکتر انواری مسلمان با دکتر اردلان کمونیست بخاطر مسائل ذکر شده همگرا شدند! نکته دیگر اینکه مگر رئیس دفتر دکتر انواری ساواکی نبود و مگر او در نهایت با فشار از بیرون دانشگاه مجبور نشد رئیس دفترش را عوض کند؟ چرا شما با دانستن این سوابق حالا مدافع دکتر انواری شده اید؟

(۱۳) آقای دکتر منصوری ، جنابعالی در مقالۀ خود اذعان کرده اید که یکی از معاونین وزارت اطلاعات نزد شما آمده و گفته است که آقای گلشنی همه جا عنوان کرده که دکتر منصوری جاسوس است و آن مقام نزد وی رفته است که به او بگوید که ما مواظب شما هستیم. جلّ الخالق! اصلاً وزارت اطلاعات مدعی جاسوس بودن شما بود و حالا می گوئید مراقب شما است؟! شما باید توضیح بدهید که چه کاری انجام داده اید که وزارت اطلاعات را از «مدعی» به «مواظب» تبدیل کرده اید؟!

(۱۴) یکی از نمونه های مشخص از خصومت شما با دکتر گلشنی این است که اگر یادتان باشد در سال ۶۴ به بهانۀ توضیح چند مفهوم در علم فیزیک مقاله ای در مجله فیزیک مرکز نشر دانشگاهی منتشر کردید و تلاش کردید نمونه ای از تلقیهای اشتباه دکتر گلشنی در خصوص آن مفاهیم را مطرح کنید [۷]. پس به ترجمۀ فیزیک هالیدی توسط دکتر گلشنی ارجاع دادید و خواستید غیر مستقیم به مخاطبان مقاله القاء کنید که ایشان آن مفاهیم را درست درک نکرده است؟ دکتر گلشنی مقاله ای در پاسخ به مقالۀ شما نوشت و با ارائه استدلالهای روشن نشان داد که این خود شما هستید که آن مفاهیم را نفهمیده اید. خاطرتان هست که شما چه کردید؟شما با سوء استفاده از منصبتان یک بخش «نامه ها» در مجله فیزیک براه انداختید و مقالۀ ایشان را به صورت نامه چاپ کردید [۸] تا از تأثیر آن سند رسوایی علمی شما بر ذهن مخاطبان بکاهید!

این نمونه ای است از سابقۀ اهتمام و تعهد شما نسبت به رعایت اخلاق در عرصۀ علم! بعد هم که دیدید که نتوانسته اید از آن طریق به مقصود خود نائل شوید، با سوء استفاده از منصبتان در مرکز نشر دانشگاهی فرایندی را شکل دادید تا آن کتاب برندۀ جایزۀ کتاب سال از فهرست انتشارات مرکز نشر کنار گذاشته شود و ترجمۀ دیگری جایگزین آن شود؛ ترجمه ای که ارزش علمی آن در قیاس با ترجمه دکتر گلشنی را می توانید از جامعۀ علمی فیزیکدانان کشور سؤال کنید، البته اگر واقعاً به جامعۀ علمی کشور و فهم آن از علم مدرن مقید باشید.

(۱۵) گفته اید که دکتر کریمی پور یک محقق برجسته است!!! تعریف شما از محقق برجسته چیست؟ از آنجایی که مدام نوای علم مدرن را فریاد می کنید پس باید به معیارهای آن توجه کرده باشید. یکی از معیارهای ارزشیابی مدرن امروزی شاخص اچ-ایندکس می باشد. وقتی در دانشکده فیزیک جوانی داریم که hایندکس او ۵۴ است چگونه به فردی با دوبرابر سن او که تنها hایندکس وی ۲۲ است می گویید برجسته؟! یک کار درجۀ یک علمی از ایشان نام ببرید. در ضمن ایشان در زمان ریاست خود بیشترین فعالیت های ضد دینی را داشتند. عکس ایشان با دانشجوی بی حجابشان را یادمان نرفته است که با سطح علمی پایین بعدها جذب دانشکده فیزیک شد![۹] آیا آقای کریمی پور نبود که گفت در ابتدای کنفرانس های بین المللی که در ایران برگزار می شود نباید قرآن خواند؟ آیا او نبوده است که در این سالها از جذب بسیاری از افراد برجستۀ علمی با همان معیارهای علمی مدرن ممانعت کرده است؟ وی در دانشکده فیزیک چه کرد جز اینکه بعضی از نخبگان را فراری داد و یا موجب افسردگی شد؟ مگر نه این بود که افرادی در دورۀ مدیریت دکتر کریمی پور خودکشی کردند؟ [۱۰] شما ها در دانشکدۀ فیزیک چه کار مهمی انجام داده اید؟! بالاترین افتخارتان تمجیدیه انجمن فیزیک امریکا از آقای اردلان است که در آن به دو دلیل اشاره شده است، یک دلیل آن مقاله ای بود که در واقع شاگردش آقای دکتر شیخ جباری بانی آن بود و دیگری در ارتباط دادن ایران با سرن بود. به ما بگوئید که برقراری ارتباط ایران با سرن چه منفعتی برای آمریکائی ها داشته است که به خاطر آن از آقای اردلان تمجید می کنند؟

(۱۶) وضعیت مدیریت نابسامان دانشگاه صرفا صحبت آقای دکتر گلشنی نبوده است. تعریف شما سیاسیون از مدیریت فعلی دانشگاه غیر متتظره نیست، چون همه چیز را در منافع شخصی تان می بینید و با زور و اعمال فشار سعی کرده اید به همه مقاصدتان برسید،! آقای منصوری اگر نمی دانید، بدانید که ۶۰ درصد اساتید و بیش از ۸۵ درصد بدنۀ دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف با حضور و تمدید مدیریت فعلی دانشگاه مخالف بودند.[۱۱] همچنین فهم اینکه مدیریت فعلی دانشگاه با اعمال زور و قوانین روزانه با حمایت افراد غرب گرایی چون شما پابرجا مانده است مسئله پیچیده ای نیست.

(۱۷) آقای منصوری! واضح است که شما و همفکران تان باید از انعقاد قراردادهای بین المللی غیرشفاف در دورۀ مدیریت فعلی خشنود و همچنان از هتک حرمت دانشگاه و بازدید غیر قانونی بازرسان آژانس از ازمایشگاه های شریف در یک روز تعطیل راضی باشید![۱۲] دلیلش اینست که دانشگاه شما، طبق نگاه تان، با این پارامترهای مدرن دارد دانشگاه می شود!!!!!

(۱۸) مهاجرت افلاطون وار شما به کاشان و کوشش تان برای تبدیل دانشگاه کاشان به یک اوتوپیا اگر قرار است که شبیه عملکردتان در وزارت علوم باشد، که ثمره اش معرکۀ مقاله نویسی است، در این صورت از الان باید به مقامات دانشگاه کاشان تسلیت گفت.

(۱۹) آقای منصوری! شما مدعی هستید که دکتر گلشنی از روش افشاگری برای اسکات خصم استفاده می کند و باید روش و منش اسکات خصم او افشا شود. سؤال این است که افشاگری برای شما و باندتان خوب و مجاز است و برای دکتر گلشنی بد و ناپسند؟! یعنی شما حداقل به اندازه قاعده طلایی اخلاق هم از اخلاق بهره مند نیستید؟!

جمع بندی ما حاکی از مغالطات فراوان و وارونه نمایی‌های متعدد در نوشته دکتر رضا منصوری است و البته در این مدت به اسناد و مدارک زیادی دست یافتیم که ارائه آنها در این مکتوب نمی گنجد. لیکن متاسفیم که سطح اخلاق علمی تا این حد پایین آمده است که شاهد چنین مقالاتی در سطح جامعه هستیم و متاسفیم که شرایط فرهنگی و علمی کشور اینقدر نابسامان گشته است که افرادی می توانند در این آب گل آلود به صید ماهی بپردازند.

در پایان این نصیحت حضرت امام حسین (ع) را به آقای منصوری گوشزد می کنیم که « اگر شما دین ندارید و از روز قیامت نمی ترسید، پس (لااقل) در زندگی خود آزاده باشید».

منابع

۱. بیانیه انجمن فیزیک ایران:

۲. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویان دانشگاه‌های استان یزد. ۱۳۸۶:

۳. پور, و.ک. چگونه از افتادن خود و کشور به «چاه کوانتوم» جلوگیری کنیم؟. ۱۳۹۷: http://quantek.ir/816/86/.

۴. پور, و.ک. یک گام رو به جلو: امیدها و نگرانی‌ها.

۵. سخنرانی دکتر مهدی گلشنی در دانشگاه صنعتی شریف با عنوان وصیت نامه. ۱۳۹۶:

۶. فرهنگ امروز. شماره بیست و سوم.. صفحه ۳۱. ۱۳۹۷.

۷٫ مجله فیزیک؛ جلد ۳، شماره ۴، سال ۱۳۶۴

۸٫ مجله فیزیک؛ جلد ۴، شماره ۳، سال ۱۳۶۵

۹٫ در دانشکده فیزیک دانشگاه شریف چه می‌گذرد؟:

۱۰٫ ۳خودکشی در یک دانشکده؛ اینجا چه خبر است؟.

۱۱٫ کانال تلگرام باشگاه شریف

۱۲٫ فارس, خ. بازرسان آژانس از دانشگاه شریف هم بازدید کرده‌اند. »

انتهای پیام/