حجت حاجی کاظم

بر اساس آموزه رضا به قضای الهی، قرار نیست بر شهادت اصرار کنیم. در واقع نباید بر مرگ با شهادت اصرار نماییم.

آرزوی شهادت داشتن یعنی ترجیح خودم این است که زمانی که قرار شد از دنیا روم، با این قالب که نماد قربانی شدن در برابر حق است بروم. هر زمان که باشد.
شهادت خواهی نه به خاطر دنبال مرگ یا جنگ بودن بلکه به معنای اینکه آمادگی برای فدا شدن در راه خدا را داریم مطلوب است. در واقع شهادت خواهی نوعی آرزو کردن فداکاری است و نه اصرار بر مردن با شهادت.
شهادت خواهی، نیت های ما را ارتقاء می دهد و از سوی دیگر اشتیاق لقاء پروردگار و آمادگی برای این دیدار را تقویت می کند.

به نظر حقیر

۱- ما داریم دعا می کنیم که اگر شرایط جنگ پیش آمد، حاضرم و بلکه مشتاق و عاشقم که اگر قرار است آن فتنه شهید دهد، آن شهید من باشم.۲- ما حق نداریم اراده خود را به خداوند تحمیل کنیم. رضا به قضای الهی این را می گوید. تفاوت وظایف در زمان های مختلف این را می گوید. آمادگی برای شهادت، مقوله ای است و اصرار بر شهادت، مقوله ای دیگر. بنده دلیلی بر دومی نمی بینم. بر اساس آیه شریفه و دلایل اخلاقی، آرزوی شهادت، آرزوی ایثارگری است اما نباید تبدیل به اصرار بر شهادت شود. باید در آخر از خداوند بهترین تقدیر ممکن را بخواهیم و فعلا به وظایف خود بپردازیم.

۳- نباید شهید شدن در معرکه را تنها راه سعادت بدانیم. انتها به شهادت، بسیار زیباست اما شهید بهشتی هایی هستند که مظلومیتشان در جهاد علمی از شهادتشان هم بالاتر می تواند باشد. گاهی اصرار بر شهادت موجب می شود وظیفه امروزمان را نشناسیم و به عرصه های دیگر جهاد نپردازیم.

۴- شهادت، نماد نهایت فداکاری برای خداوند و قطع وابستگی از دنیاست. بنابراین اشتیاق داشتن نسبت آن، علامت رشد اخلاقی و عرفانی است. (اما بازهم اصرار بر آن و غفلت از دیگر وظایف نه.)