ایران به ادعای برخی منابع رتبه نخست فرار مغزها را در اختیار دارد. بیشتر فارغ التحصیلان ایرانی بر نمی گردند در حالی که بیشتر فارغ التحصیلان چینی در غرب به کشور خود باز می گردند.وقتی مستند میراث آلبرتا ساخته آقای شمقدری را دیدم، به نکاتی درباره تحصیل در خارج کشور پی بردم که واقعا قبل از این نمی دانستم. اینکه بسیاری از مسئولین کشورهای مقصد از اینکه بسیاری استعدادهای ایران علاقه مند هستند برای همیشه به کشورهای آنان مهاجرت کنند ابزار خوشحالی می کنند. اینکه برخی نخبگان ما برای پذیرش گرفتن در آنجا، ترک همیشگی خانواده و کشور خویش التماس می کنند و پشت درب سفارت خانه ها صف می بندند …

جالب اینجاست که بسیاری از پروژه های تحقیقاتی در آمریکا یا مستقیما برای صنایع نظامی تهیه می شود و یا به طور غیر مستقیم در صنایع نظامی بهره برداری می گردد.

مدیرعامل شرکت بوتان می گفت پسرم گفت در فلان کشور فلان مبلغ را به من پیشنهاد کرده اند. به او گفتم: اگر می خواهی بروی بمب درست کنی و بر سر پدرت بریزی، برو. آمد و اینجا خدمت کرد.

علل بیان شده برای خروج از کشور، به اعتراض نسبت به برخی مناسبات فرهنگی، علاقه به رفاه بیشتر، درآمد آرمانی و … بود که به نظر می رسد تاثیر رسانه های وابسته به غرب در بدبینی نسبت به وضعیت کشور و تشویق به ترجیح دادن رفاه زندگی در غرب تاثیر گذار هستند.

بخشی از عملکردهای نادرست مسئولین کشورمان در مورد نخبگان نیز در این مستند بررسی می شود.

بسیاری معتقدند راه خروج از این وضعیت ناگوار فرهنگی، تنها کارآفرینی به دست خود جوانان تلاش گری است که استعدادهای قابل توجهی دارند.

اگر همه هموطنان ما نسبت به این موضوع به جای دیدن خویش حس مسئولیت نسبت به جامعه نمایند، آیا چنین اتفاقی می افتد؟