نقد اصول لیبرالیستی آمریکا در برخورد نکردن با فیلم ضد اسلامی

به قلم: حجت الله حاجی کاظم

نقد سخنان اوباما و اصول لیبرالیستی آمریکایی در برخورد نکردن با فیلم موهن در ذیل می آید. سخنان اوباما هم در انتهای متن آمده است.

به نظرم صحبت های اوباما در گستره اصول لیبرالیستی، حرف های خوب و متینی است.
او ادعا کرده که رفتارشان در قبال فیلم ضد اسلام، با رفتارشان در قبال فیلم های ضد مسیحیت و یا نارواهایی که به خودش می گویند، یکسان است. به عبارت دیگر می گوید با همه موضوعی بر اساس همین اصل عمل می کنیم.

دونقد دارم:

۱- باورم این است که رفتار آنان در مورد این اصل یکپارچه نیست.
۲- اصول لیبرالیستی را اصولی نادرست می دانم و باورم این است که این اصل، ابزاری برای دشمنی با حق است.

نقد اول (یکپارچه نبودن رفتار آنان در این رابطه)

حرف ما در موضوع توهین به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) این است:

از نظر درون دینی، کسی که به ایشان توهین کند، باید کشته شود. قطعا این کار را یک مسیحی انجام نمی دهد. وظیفه تک تک مسلمانان است که اگر توانستند بدون اینکه به دیگران آسیب رسانند و خود کشته شوند، او را بکشند. علت و منطق این حکم را در پست زیر داریم بحث می کنیم:
http://mighatemehr.net/halghe/view/post:3626#comments

از نظر برون دینی، می گوییم اگر سخنی به دیگران لطمه وارد می کند، باید جلویش گرفته شود. قلب های میلیاردها مسلمان به خاطر توهین به عزیز دلشان مورد لطمه قرار گرفته است. به همین جهت به نظر ما وقتی آمریکا می تواند از جلوی لطمه خوردن روحی و عاطفی به این همه آدم را بگیرد، باید این کار را انجام دهد.

اگر بگویند اصول لیبرالیستی اجازه نمی دهد، دو دلیل می آوریم:
اول اینکه خودتان هم باور دارید که اگر جهت جلوگیری از آسیب خوردن دیگران مجبور شوند جلوی انتشار خبری را بگیرند، باید این کار انجام شود.
(جان استوارت میل – کتاب برای آزادی – ترجمه جواد شیخ الاسلامی: تنها در جایی که موجب آزار و اذیت دیگران است می توان علیه دیگری اعمال قدرت کرد)

تنها تفاوت ما و شما این است که لطمات روحی را نادیده گرفته اید.

دوم اینکه با اصول لیبرالیستی مخالفیم و به نظرمان ناحق است. به آن خواهیم پرداخت.

حال نقد ما این است که چرا باید آمریکا در مقطعی که کمونیسم را برای خودش خطر می دید،‌نه تنها معتقدان به کمونیسم را محاکمه می کرد، که دادگاه های تفتیش عقاید که از نظر ما نادرست است نیز تشکیل می داد؟ (حال که خطر کمونیسم برطرف شده چنین نمی کند)

چرا اکنون در قبال مسئله کشتارهی اسرائیل در فلسطین، هلوکاست،‌ راهپیمایی های ایران اسلامی، نارضایتی های مردم عراق و سوریه از اقدامات نظامی و دخالت های CIA و … بایکوت صورت می گیرد؟

چرا در فرانسه استفاده از روسری در مدارس ممنوع می شود با این توجیه که آقای پاسکوا وزیر کشور وقت دولت آقای میتران اعلام کرد: حجاب موجب گسترش تفکری است که اگر رشد یابد، ماهیت سکولاریسم را تهدید می کند و دولت فرانسه احساس می کند زمینه رشد آن وجود دارد.

نقد دوم: نادرست دانستن اصول لیبرالیستی

در عقلانیت لیبرالیستی، از نگاه نظری باید تسامح و تساهل مطلق داشت. لذا همان طور که در اعلامیه حقوق بشر آمده است: هرکس آزاد است دین خود را عوض کند، دین جدید تبلیغ کند و …

اما در عقلانیت اسلامی، بیان عقیده مانند هر عمل دیگر انسان، درست و نادرست دارد. هر بیان عقیده ای درست نیست. اگر سخنی در جهت استقرار اخلاق و فضایل و دین حق باشد درست و اگر در جهت تضعیف آن باشد نادرست است.
حال اگر مردم بتوانند با تحقیقی که در توان عموم مردم است باطل بودن آن را بشناسند، جلوگیری نمی شود. بلکه به رشد کمک خواهد کرد. اما اگر شبهه به نحوی طراحی شده که در حد محققین بوده و برای جامعه فتنه ساز است، باید از آن جلوگیری شود.
آیات و روایات هم برهمین دلالت دارد.

البته اگر بر محققان اثبات شود که اسلام حق نیست، باید آن را کنار گذارند. این ها بر فرض آن است که فعلا با تحقیقات انجام شده، اسلام را حق و رهابخش و سعادت آفرین بدانیم.

جامعه غرب از آن رو که بعد از رنسانس در اثر عملکرد نادرست کلیسا و تحریف مسیحیت و نیز رواج بی دینی از سوی کسانی همچون «دیوید هیوم» به اخلاق و دین بی توجه است و با نگاه التقاطی، دین را به عرصه فردی محدود کرده و اخلاق را صرفا با نظام پلیسی کنترل می کند، از اصول لیبرالیستی به عنوان بهترین ابزار برای مخدوش کردن دین استفاده می کند.

همین شده که اوباما برای جمع کردن رأی همجنس بازها که عقبه عملی قوم لوط (لعنهم الله) هستند باید به جمع آنان رود. با اینکه اوباما مسیحی معتقدی است و لواط در تعالیم مسیحیت حرام است،‌ وقتی که در سخنرانی خود همجنس گرایی را به عنوان دوستی دو همجنس معرفی می کند، یکی از حاضران بارها فریاد می زند که ارتباط جنسی با همجنس. به این ترتیب او مجبور است طرفدار ترویج کاری باشد که دین موسی و عیسی (علیهم السلام) آن را حرام و ناپسند دانسته است.

نکته اینجاست که غرب، به یک بیمار که مرض مسری دارد اجازه نمی دهد وارد محیطی شود که امکان آلوده کردن دیگران وجود داشته باشد اما در دین و مذهب، اینگونه نیست و این دقیقا به فراگیر شدن بی دینی و بی اهمیت شدن به دین بر می گردد.

به نظر ما چنین آزادی بیانی که موجب نابودی معنویات انسان ها شود و آنها را از هدف آفرینش جدا کند،‌ همچون آزاد کردن ویروس های مرگبار است.

لذا به هیچ وجه اصول لیبرالیستی مورد قبول ما نخواهد بود و نقد مبنایی ما به قوت خود باقی است.

=====================================================================

محورهای مهم سخنرانی اوباما در مورد فیلم موهن به قرار زیر بود :

– دولت آمریکا هیچ ارتباطی با این فیلم ندارد و اعتقاد من بر این است که پیام این فیلم باید از طرف تمامی افرادی که به انسانیت احترام می‌گذارند، رد شود.

– انتشار این فیلم نه تنها توهینی به مسلمانان بلکه توهینی به آمریکا به شمار می‌آید.

– ما کشوری هستیم که از هر قشر و دینی حمایت می‌کنیم. ما نه تنها به آزادی ادیان احترام می‌گذاریم بلکه قوانینی داریم که بر اساس آن نباید به افراد به خاطر ظاهر و یا اعتقاداتشان آسیب زده شود.

– ما متوجه این مساله هستیم که چرا انتشار این فیلم باعث ابراز خشونت بسیاری از مسلمانان شده است و در عین حال میلیون‌ها تن از شهروندان آمریکایی نیز از انتشار این فیلم خشمگین شدند.

– من می‌دانم افرادی هستند که می‌پرسند چرا آمریکا جلوی پخش این فیلم را نمی‌گیرد. پاسخ در قوانین ما نهفته است: قانون اساسی ما از حق استفاده از آزادی بیان حمایت می‌کند. این‌جا در آمریکا نشریه‌های بسیاری مطالب توهین‌آمیز منتشر می‌کنند. بسیاری از آمریکایی‌ها همچون من مسیحی هستند اما ما مطالبی را که در آن به اعتقاداتمان توهین می‌شود، سانسور نمی‌کنیم.

– من به عنوان رییس‌جمهوری آمریکا و فرمانده ارتش این کشور شاهد این هستم که افراد بسیاری هر روزه چیزهای توهین‌آمیز به من می‌گویند و من همیشه به حق آنها احترام می‌گذارم.

توسط مدیر سایت

در دوران تحصیل دانشگاهی، 3 سال عضو شورای مرکزی تشکلی قرآنی-دانشجویی بودم. پس از اخذ مدرک کارشناسی در رشته مهندسی مکانیک از دانشگاه دولتی صنعت آب و برق، به خدمت سربازی مشغول شدم. در همین دوران بود که هنوز با سوالات اساسی زندگی ام دست و پنجه نرم می کردم. استادی را یافتم که چه زیبا سوالاتم را پاسخ هایی داد که بر دلم نشست و جانم را آرام کرد. حرف هایش مسیر زندگی ام را عوض کرد و مرا به مراکز مطالعاتی و پژوهشی دینی قم کشاند. از سال 87 تاکنون در این شهر عزیز مشغول مطالعه و تحقیق و تفکر هستم. گاهی نیز قلم می زنم. فعالیت تخصصی مهندسی ام به علت مشغولیت فراوان علمی و فرهنگی محدود شده است اما خدا را شکر می کنم که در سنگری دیگر در جستجوی حقیقت هستم. با خود عهد بسته ام که هیچ گاه نگذارم انصاف در مواضعم کم رنگ شود. خدا را شاهد می گیرم که بنا دارم به محض آنکه در موردی به این نتیجه رسیدم که اشتباه کرده ام و حق چیز دیگری است، لحظه ای تردید نکنم و از حقیقت نگذرم. با این عهد مطلب می نویسم. موفق باشید خدا نگهدارتان

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.