آیا مجازات اعدام یا قصاص در اسلام زیباست؟

به قلم: حجت الله حاجی کاظم

به گزاش عصرایران در بیانیه وزارت خارجه فرانسه آمده است: اعدامی که دو روز پیش انجام شد، موارد اعدام در ایران را به حدود ۳۵۰ مورد از ابتدای سال ۲۰۱۰ تاکنون افزایش می دهد. این آمار باعث شده تا ایران در جمع کشورهایی با بالاترین آمار اعدام در جهان قرار بگیرد.

فرانسه از اواخر سال گذشته میلادی فعالیت های بین المللی را برای اعمال فشار بر کشورها آغاز کرده است تا این کشورها مجازات اعدام را متوقف یا حداقل برای اجرای آن، شرط هایی را اعمال کنند.

وزیر خارجه فرانسه مسؤولیت رهبری این فعالیت را برعهده دارد. وزارت خارجه فرانسه تلاش می کند تعداد کشورهایی که در آنها مجازات اعدام متوقف یا تعلیق شده است از ۱۳۰ کشور فعلی افزایش یابد.

===============

مسئله اینجاست که اونها فکر می کنند تئوری خودشون خیلی خوبه و همه باید از اون پیروی کنند.
شما از کجا می توانید ثابت کنید تئوری ما بهتر است؟

ماباور داریم که احکام قضایی باید به گونه ای باشد که کمترین خسارت به جامعه و افراد وارد شود. مسئله مجازات، یک مسئله اجتماعی است و تنها وقتی چاره ای نباشد، رو به آن می آوریم.

مسئله اول، تربیت و رشد استواری است که کار به بزهکاری نکشد.

(مطلبی از حجت الاسلام شهاب مرادی در این رابطه)

اعدام کننده جوان در حال دلداری به او
اعدام کننده، در حال دلداری به مجرم

اما اگر کشید، کتمان جرم است…

اگر برای جلوگیری از جرم بعدی در جامعه چاره ای جز مجازات مجرم نبود، باید با رعایت اخلاق و توجه به برخی نکات، مجازات کرد.

متن ذیل، را مدت ها پیش درباره مجازات قصاص نوشته بودم.

به نظرم رسید با توجه به صدور احکام زورگیری و اعدام دو نفر در تهران، یادآوری آن مناسب خواهد بود.

البته کشتن در قصاص با اعدام متفاوت است.

مطلب جاری درباره قصاص است و با اعدام تفاوت هایی دارد. بنده هنوز در مورد خود اعدام مفصل کار نکرده ام.

از جمله اینکه امکان بخشش توسط ولی دم ندارد. در اعدام، بیشتر جنبه بازدارندگی مطرح است.

البته خیلی به سختی حکم اعدام در اسلام برای کسی اثبات می شود اما به هر حال فاقد مورد نیست.

یک نکته دیگر که قوه قضائیه حق ندارد مجازاتی را بدون آنکه شرعا درست باشد اعمال کند.

ضرب و شتم و زورگیری ساده (بدون استفاده از سلاح و …) جرم اعدام ندارد. اما به خاطر شرایط خاص این اقدام، تشخیص فساد فی الارض و محاربه داده شده است. اینکه چه دلایلی بر این تشخیص بوده، به میزان جرأت مجرم، تاثیر در جامعه، مسلحانه بودن و … بستگی دارد که البته بنده اطلاع دقیقی از دلایل اثبات جرم این دو نفر ندارم. فقط همین اندازه بگویم که هیچ احدی در اسلام نمی تواند سلیقه ای کسی را به اعدام محکوم کند و حتما باید شرایط حکم را داشته باشد.

===============

وقتی حتی دقت های حکم قصاص، مستت می کند

به قلم: حجت الله حاجی کاظم

اشاره: به نظر ما حرف های دین اگر حرف های خداست، باید عاقلانه ترین حرف ها باشد.

وگرنه جایی را در شناخت خویش به بیراهه رفته ایم.

یا در شناخت حکم خدا و یا جایی را در شناخت خود خدا.

تلاش خواهیم کرد در مورد برخی از احکام دینی تامل منصفانه و عاقلانه کنیم تا بتوانیم زیبایی هایش را بیابیم.

این مطلب، اولین موضوع در فلسفه احکام جزایی است.

================================

وقتی حتی دقت های حکم قصاص، مستت می کند

امروز در نماز، دلم در جوشش افتاد.

داستان جوشیدنم، تصویری بود از پای اعدام رفتن جوانی که یک انسان را کشته بود.
و قتل او را عمد تشخیص داده بودند و اجازه کشتن یا نکشتنش به عهده ولی مقتول افتاده بود.

آری. شبکه مستند سیما، خاطرات یک اتفاق مهم را از زبان یکی از شاهدان به تصویر کشیده بود.

این شاهد می گفت که از چهره و حرف های اعدامی ها مشخص بود که پشیمان هستند.

می گفت که وقتی آن دو جوان را آورده بودند، یکی از آنان تصویر مقتول را در دست داشت و اشک می ریخت و خانواده مقتول را قسم می داد که او را ببخشند.

یکی دیگر می گفت که پدرم گفته به کسی التماس نکنم و فقط یا فاطمه الزهرا و یا امام زمان بگویم.

لحظات آخر هم آن جوان، خواسته بود با نی خود دمی بنوازد و قاضی اجازه داده بود و اینگونه نوای نی او در محوطه پیچیده بود.

می گفت حتی ماموران و سربازانی که برای اجرای حکم آمده بودند، به خانواده های مقتولین التماس می کردند و برخی اشک می ریختند.

حتی نماینده دادگستری هم تلاش می کرد آنان بخشش را بر استفاده از حقشان ترجیح دهند.

این شاهد خودش ولی دم جوان اول بود.

از خانواده ای که ولی دم آن جوان دوم بودند، خواهش کرده بود ببخشند.

و به خاطر اینکه بخشش جوان دوم را ببیند، از خون قاتل فرزند خود نیز گذشتند.

و اکنون این دو جوان، خود را مدیون جامعه می دانستند.
اما من منقلب شدم برای آنکه:

آن فضای نزدیک بودن به مرگ را در خاطرم گذراندم.

لحظاتی که حتی ممکن است آرزو کنی یک بار دیگر مزه پرتقال را بچشی و بعد بروی.
لحظاتی که حس می کنی خدا را باید از عمق دلت صدا کنی. لحظاتی که خود را با خدا تنها حس می کنی.

اما چیزی دیگر هم بود که مرا در نماز منقلب کرد. من به موضوعی توجه کردم که در سرتاسر آن مستند حتی اشاره ای هم به آن نشد.

زیبایی حکم قصاص را دیدم. و این نکات را که:

۱.    قتل خطایی قصاص ندارد و فقط دیه تعلق می گیرد.

۲.    در قتل عمد، حق قصاص یا بخشش را به کارشناس نداده تا رومیزی و زیرمیزی، موجب جابجا شدن مرگ و زندگی انسان نشود. حق را به ولی دم داده اند که داغ دار است و عزیزش را به عمد کشته اند.

۳.    در قتل عمد، اسلام به شدت سفارش می کند دیه بگیر و ببخش و بگذار مدت کوتاهی زندانی شود و بعد از شرم عفو تو دیگر به سوی تجاوز نرود.

۴.    وقتی او بخشیده شود، چنان نسبت به جامعه احساس بدهکار بودن می کند که همین، نقطه ای برای تغییر و توبه او خواهد بود.

۵.    اما در حالتی که او را خانواده مقتول نمی بخشند و قصاص می کنند، چند نکته وجود دارد: اول اینکه به راستی خانواده ای که آنقدر داغ دیده که حاضر می شود دیه نگیرد و اعدام قاتل عمد فرزندش را ببیند، اگر حق قصاص نداشت، بعید نبود خودش دست به کشتن آن جوان زند و حتی در این راه عده ای دیگر هم کشته شوند. دوم اینکه از نظر ما، مرگ پایان حیات انسان نیست و کسی که اینگونه قصاص می شود، اگر توبه کرده باشد، این قصاص، موجب بالاتر رفتن درجات او خواهد بود. سوم اینکه نقش بازدارندگی این قصاص برای جلوگیری از قتل های بعدی در جامعه بسیار زیاد است و امنیت را برای جامعه تضمین می کند.

۶.   در فرهنگ ما، اجرای حکم به معنای توهین به شخصیت انسانی یا نادیده گرفتن زیبایی وجود آن انسان نیست. اجرا کننده حکم ما، اشک می ریزد و حکم را اجرا می کند. اشک می ریزد که چرا این قاتل کار را به اینجا رسانید، که ای کاش ولی دم او را می بخشید. و اشک می ریزد برای بخشش و غرق در رحمت شدن آن انسان. انسانی که برای حفظ حیات جامعه راهی جز این برایمان باقی نگذاشت.

البته ای کاش می شد بدون همین قصاص حیات جامعه نیز حفظ شود اما دنیا، دیار تزاحم است و باید بهترین تصمیم را گرفت.

نه مانند اروپای قرون قبل که به خاطر دزدی، حتی کودک دزد را بلافاصله اعدام می کردند (یا چین امروز) و نه مانند اروپای امروز که زندانهایش لبریز از آدم هایی است که قتل عمد کرده اند و اگر روزی به جامعه بازگردند، آنگونه قتل خواهند کرد که دیگر در دام قانون نیفتند.

و چه قدر حرف های اسلام غریب است. و چه قدر در شکر مسلمان بودن خود کوتاهی کردیم.

و چه قدر توهین ها به اسلام عزیز کردند به خاطر آنکه حرف هایش را نفهمیدند.

 

ای اهل اندیشه! قصاص، برای [جامعه] شما، مایه حیات و زندگانی است؛ تا آنکه [از ریختن خون دیگران] بپرهیزید.وَ لَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاهٌ یَا أُولِی الْأَلْبَابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ‌ ﴿سوره مبارکه بقره، ۱۷۹﴾

 

 

توسط مدیر سایت

در دوران تحصیل دانشگاهی، 3 سال عضو شورای مرکزی تشکلی قرآنی-دانشجویی بودم. پس از اخذ مدرک کارشناسی در رشته مهندسی مکانیک از دانشگاه دولتی صنعت آب و برق، به خدمت سربازی مشغول شدم. در همین دوران بود که هنوز با سوالات اساسی زندگی ام دست و پنجه نرم می کردم. استادی را یافتم که چه زیبا سوالاتم را پاسخ هایی داد که بر دلم نشست و جانم را آرام کرد. حرف هایش مسیر زندگی ام را عوض کرد و مرا به مراکز مطالعاتی و پژوهشی دینی قم کشاند. از سال 87 تاکنون در این شهر عزیز مشغول مطالعه و تحقیق و تفکر هستم. گاهی نیز قلم می زنم. فعالیت تخصصی مهندسی ام به علت مشغولیت فراوان علمی و فرهنگی محدود شده است اما خدا را شکر می کنم که در سنگری دیگر در جستجوی حقیقت هستم. با خود عهد بسته ام که هیچ گاه نگذارم انصاف در مواضعم کم رنگ شود. خدا را شاهد می گیرم که بنا دارم به محض آنکه در موردی به این نتیجه رسیدم که اشتباه کرده ام و حق چیز دیگری است، لحظه ای تردید نکنم و از حقیقت نگذرم. با این عهد مطلب می نویسم. موفق باشید خدا نگهدارتان

3 دیدگاه

  1. سلام
    تو اینکه باید برای هر جرمی حکمی وجود داشته باشه، واجرا هم بشه، و این کار به نفع کل جامعه است عقلا، ودستور خداوندهم هست.
    اما من می خوام بگم به نظر من مسخره میاد، که سلیقه ای عمل میشه، بعضی از مجرم ها حکمشون اجرا میشه بعضی ها نه، واقعا تو ایران همین یک بار این اتفاق افتاده، نفر قبلی ای که به خاطر زور گیری یا همون محاربه اعدام شده کی بوده، واقعا هیچ زورگیری ای در یک سال اخیر نبوده که همین شرایط وقوع جرمو داشته باشه، دلیل عقلی اجرای حکم، پیشگیری از وقوع مجدد اونه،اگه بخواد یکی درمیون باشه دیگه تأسیری نداره.
    یعنی انایی که این همه مواد مخدر تولید و وارد میکنن و جوان های مردم را از بین می برند، قاچاق می کنن، از پست و مقام خودشون سوء استفاده می کنن، اختلاص می کنن، با حرف ها و اعمالشون چهره ی اسلام رو خراب می کنن، با تصمیماتشون باعث نفرت از اسلام میشن و … اینها محاربه نیست؟؟؟ اگه محاربه نیست هیچ جزائی در اسلام براش در نظر گرفته نشده، با این ها نباید برخورد کرد؟ اعدام هیچی زندان نداره، این آدمهایی که معلوم نیست به خاطر چه مشکلاتی دست به زورگیری ۷۰ هزار تومنی کردن رو باید همه ببینن و همه بشناسن اونوقت کسی که اختلاص میکنه، و قاچاق میکنه و اختکار میکنه و …. رو نه؟
    اگه قرار باشه کسی از چراغ قرمز عبور نکنه هیچ کس نباید عبور کنه، اگر عبور کرد باید جریمه بشه، اگه بگیم ماشین های بالای ۱۰۰ ملیونو به خاطر عبور از چراغ قرمز جریمه نمی کنیم، یا اصلا نگیم فقط در عمل این کار رو بکنیم دیگه اون قانون، بود و نبودش چه فرقی میکنه؟؟؟؟

    1. آقا مهدی عزیز!

      نکات خوبی فرمودید.
      اینکه چرا زورگیران قبلی را اعدام نکردند، نمی دانم. قاعدتا باید ببینیم در جلسات دادگاه آنان چه گذشته.

      مجازات زورگیری حتی زورگیری یک میلیارد تومانی هم اعدام نیست.
      اگر کاری به دلایلی فساد فی الارض تشخیص داده بشه، یا به جنگ با شانی از جامعه اسلامی که محاربه است، مجازاتش اعدام می شود و در غیر این صورت نه.

      بنده در دادگاه نبوده و کیفر خواست دادستان و دفاعیات وکلا را نشنیدم که بتوانم دقیق نظر دهم.
      ولی بعید می دانم جرم اثبات نشده باشد.

      نظر شما را به بحثی که جای دیگر با تعدادی دوستان داشتیم جلب می کنم:

  2. حجت

    سلام بر دوستان گل!

    عزیزان!
    قوه قضائیه به هیچ وجه حق نداره از حکم اسلام پا فرا بذاره.
    وقتی میگید بی عدالتی، دارید تهمت خیلی بزرگی می زنید. نمی گم هست یا نیست. اما اثباتش علم می خواد.
    بحث های حقوقی خیلی دقیقه.
    پیشنهاد می کنم لینکی را که گذاشتم دقیق و دقیق ببینید.
    به خاطر همین شبهات بود که نوشتم.
    =========================================

    حجت

    اگر جرمی باشه که اسلام اجازه افشای نام و توهین به شخص رو نداده باشه، اگر افشا و یا مثلا توهین کنند، خودشان مجرم هستند و باید حد بخورند.
    =========================================

    ایران علوم

    ولینباید چشم از این پوشید که خیلی از این بزه ها اعتیاد ها و جرم های دلایلش به همون افراد پول دار بالا دستی ها و عقده ها و کمبود هایی برای افراد ضعیف جامعه توسط اونها پیش اومده هست

    البته یه سری ها که قلبا و ذاتا مریضن که اونا رو فاکتور می گیریم

    ولی به نظر من در کل جرم اون اقتصادی ها باید سنگین تر از این زورگیر ها باشه چون همه حساب کار دستشون میاد البته فکر هم نکنم آنچنان به این پرونده های زورگیری رسیگی بکنند

    آخر چرا باید طرف خودش رو اجازه بده زورگیری کنه چرا …
    یاد اون داستان از شاه عباس بود کی بود که یه نفر مالش رو برده بوند پیشش آمد گفت مالم رو بردن گفت می خواستی خوب نگه داری بعد طرف گفت من فکر می کردم من خوابم شاهم بیداره … افتادم
    =========================================

    حجت

    در بحث ریشه ها بنده حرف شما را کاملا قبول دارم.
    اما اینکه یک اتفاق چه ریشه ای دارد با اینکه الان چه شده و باید چه مجازاتی کرد، تفاوت هایی دارد.

    مثلا اگر کسی به دیگری فحش رکیک داده و او سیلی ای به گوش شخص بزند و به طور اتفاقی شخص بمیرد، نمی گویند تقصیر خود مقتول بوده.
    اینجا، خروجی آخر مورد مواخذه قرار می گیرد که قتل است.

    البته قاتل می تواند در صورت اثبات فحاشی، تقاضای اجرای حد نسبت بهخ مقتول کند که البته قابل اجرا نیست و با قتل هم خیلی فاصله دارد.
    همه جای دنیا در بحث حقوقی، این تمایز وجود دارد.
    =========================================

    ღ♥ღ مجتبی ღ♥ღ

    حرف شما متین حاجی.
    من اعدام این دو نفر رو بی عدالتی میدونم.

    مگه ۵ نفر از متهمان۳۰۰۰میلیاردی مفسد فی الارض نشدن پس چرا اعدام نشدن و خبری ازشون نیست!

    اگه قوه قضاییه واقعا برخورد قاطعی میکرد الان این وضعیت دلال بازی و … نبود!

    بار منفی و تبعات منفی دلال بازی و فساد اقتصادی بر جامعه رو ببینید!مردم تو صف برنج دعوا میکنن و از سر و کول هم بالا میرن!
    =========================================

    ایران علوم

    تقاضای اجرای حد نسبت بهخ مقتول>> بابا قاون دان 😀

    ولی من در کل گفتم
    نمی گم که این اشخاص حالا بیان استنباد کارشون رو بزارن پای اون اشخاص

    ولی در کل بی تاثیر نیست … همون چیزی که خودتون گفتید
    =========================================

    ایران علوم

    در ضمن این عکسه چقدر جالبه یعنی بار مثبت معنایی داره یا منفی ؟؟!!!؟؟؟
    =========================================

    ایران علوم

    من اعدام این دو نفر رو بی عدالتی میدونم.{-۵۹-}{-۴۶-}{-۴۰-}

    آخه چرا … بالاخره جرمی مرتکب شدن دیگه باید جزا شو هم بکشن البته ای کاش همه جرما به اینجا و پرداخت جزا تو همین دنیا لا اقل ختم میشد
    خیلی ها هستن که همین کار ها رو انجام دادن ولی بررسی نشده

    قیافه الانشون رو تو عکس نگاه نکن …. باید تو کوچه و خیابون باهاشون هم کلام میشدی … .لی بازم هر چند خیلی ها شون قبل از ارتکاب به جرم هم زمینه هدایت داشتن و لی چه کنیم که مسئولین کاری برا اینها انجام نمی دن و یکی از مقصرین همین افراد هستن چرا یه نفر اصلا باید چنین جرم هایی رو مرتکب بشه ؟؟یه بار دیگه هم گفته بودم … به جز چند عده ای که زمینه روانی و مادر زادی دارن البته

    اگه این کار نشه که هرج مر جامعه رو در بر می گیره …… بنظر شما چرا این مسئولین بلند پایه هر کدوم که دارن میرن همراه خودشون چند تا گردن کلفت می برن !!!:D مگه خودشون نمی گن قانون داریم ؟؟؟ این هم قانون رو مگه این نمایندگان برا کم شدن جرم جنایت نذاشتن !!!! پس کو آموزش:D:D
    =========================================

    حجت

    چند تا موضوع اینجا داریم:

    ۱- چرا نوع برخورد در جرایم اقتصادی با نوع برخورد در جرایم امنیت عمومی متفاوت به نظر می رسد؟ یا واقعا متفاوت است؟

    ۲- چرا در اسلام به جای مجازات اعدام در مورد فساد فی الارض و محاربه، توبه و تربیت را جایگزین نکردند؟

    ۳- آیا قوه قضائیه می تواند با یک جرم به بهانه برخورد قاطع کردن، برخورد سلیقه ای کند؟

    ۴- اگر ایده دوستان اجرا شود، همین الان چند نفر باید اعدام شوند و چند نفر آزاد؟ (خداییش)

    این ها جدا گانه باید بررسی شود.
    اگر بخوایم خوب بحث کنیم، باید در هر مورد جداگانه بحث کنیم. مورد دوم نیاز به یک حلقه ۴ ساعته دارد.

    خیلی کوتاه:
    ۱- مجازات در ۱- اخلال و ۲- به قصد اخلال در نظام اقتصادی کشور، اعدام است (طبق قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادی مصوب ۱۳۶۹) اگر در موردی باشهادت شهود و بینات کافی این دو مورد با هم اثبات قضایی شود، باید شخص را اعدام کنند که ظاهرا در مواردی چنین کرده اند.

    توجه کنید که اگر چنین جرمی اثبات نشود، هیچ کس حق صدور حکم سلیقه ای ندارد. توجه فرمایید که در هر اعدام، باید هم طرف جرم را نگاه کرد و هم طرف مجرم. او هم انسان است و به خاطر تصمیمی احساسی نمی شود محکومش کرد. حتی حق اعتراض برای او باقی است (که البته اگر به جا باشد.)

    به خاطر اختلاس، هیچ کس را اعدام نمی کنند. تصور خیلی مردم این است که ۴ اعدام به خاطر اختلاس بوده است اما چنین نیست. تا زمانی که مصداق محاربه یا فساد فی الارض نباشد، حق اعدام نداریم.

    ۲- در اسلام خیلی خیلی سخت اعدام و قصاص و سنگسار و … ثابت می شود اما اما اگر تحت شرایطی سخت گیرانه ثابت شود، هیچ ارتباطی به توبه و یا تربیت مجرم ندارد. تنها وتنها بازدارندگی اجتماعی مورد نظر است. حتی در مواردی که شاکی خصوصی (ولی دم در قصاص نفس) دارد، می گویند ببخش. اعدام البته چون جرم اجتماعی است چنین نیست.
    در کلیه جرم های موجب اعدام، توبه مجرم قبل از دستگیری موجب سقوط حکم است. باز تفصیلش با توجه به قانون جدید مجازات اسلامی خاطرم نیست.

    نکته دیگر اینکه در اینکه اصل اعدام با توجه به اینکه افکار جهانی به سوی حذف آن می رود چرا در اسلام وجود دارد و چرا به جای آن تربیت را قرار نمی دهیم، بحثی زیبا و طولانی دارد که انشاءالله چند ماه دیگر در قالب مقاله ای سعی می کنم روی آن کار کنم.

    ۳- حق ندارد. هرگز. اگر اختلافی هست، در تشخیص مصداق است.

    ۴- فکر کنم ۳۰-۴۰ مجرم اقتصادی باید اعدام و ۲ زورگیر که به اعتراف خودشان می دانستند کارشان در کاهش ضریب امنیت عمومی موثر است، آزاد می شدند.
    =========================================

    ایران علوم

    همون سوال اولت نمشکل داره ظاهرا:D:D:D

    ۱- چرا نوع برخورد در جرایم اقتصادی با نوع برخورد در جرایم امنیت عمومی متفاوت به نظر می رسد؟ یا واقعا متفاوت است؟

    برخورد با پرونده ها که متفاوت نیست
    در برخورد با اشخاص متفاوته
    در برخورد با اشخاص متفاوته
    در برخورد با اشخاص متفاوته

    این ودارم جدی می گماااااا حالا فرض هم فقط رو آقا زاده ها نزارید:d تو مناطق کوچیک و شهرستان ها هم این مساله رو با زرنگ بازی هایی وجود داره متاسفانه

    ۳- آیا قوه قضائیه می تواند با یک جرم به بهانه برخورد قاطع کردن، برخورد سلیقه ای کند؟
    در مورد این سوال هم ظاهرا کرده که 😀 یه سری آب خنک تو زندون یه سری شب یلدا هندونهو …

    ۴- اگر ایده دوستان اجرا شود، همین الان چند نفر باید اعدام شوند و چند نفر آزاد؟ (خداییش)
    من یکی رو بدون که اصلا ایده ندادم هااااگه هم دادم همین الان تکذیب می کنم
    ولی واقعا چند نفر بی گناه مجازات میشن!!!!!
    الان فقط یه چیز برام روشن بشه نصف کار حله
    اگه یکی بیاد خونه تون دزدی تو هم انو ببینی چی کار می کنی می شینی خونه تو خالی کنه بعد فردا بری شکایت!!:D یا اینکه با چماغ می افتی به جونش … حالا گریم اون تو رو نکشت انشالله:D تو زدی سرشو شکوندی بعد تو فردا می ری شکایت به جرم ورود به حریم منزل از دزده اون هم به جرم شکستن سرش تو باید دیه انو بدی اون هم یه چند روی حبس به خاطر ورود!!!!
    درسته یا شاید اشتباه گفته باشم این بازم همون دزدی میشه یا نه؟؟؟؟
    طرف که اصلا دنبال درد سر یا شکستن سر نبوده اون اومد زندگی شو خراب کرد قضیه رو که شما وارد تری کامل می تونی بیان کنی ؟؟؟؟

    =========
    با این دو پاراگرافت کامل مخالفم هر چند دومی رو به طنز برا سوال چهار گفتی …

    نکته دیگر اینکه در اینکه اصل اعدام با توجه به اینکه افکار جهانی به سوی حذف آن می رود چرا در اسلام وجود دارد و چرا به جای آن تربیت را قرار نمی دهیم، بحثی زیبا و طولانی دارد که انشاءالله چند ماه دیگر در قالب مقاله ای سعی می کنم روی آن کار کنم.

    ۴- فکر کنم ۳۰-۴۰ مجرم اقتصادی باید اعدام و ۲ زورگیر که به اعتراف خودشان می دانستند کارشان در کاهش ضریب امنیت عمومی موثر است، آزاد می شدند.

    خوب اگه اینطوریه افکار جهانی خیلی چیز هالی دیگه علل خصوص خود دین … نماز … روزه و… رو هم می خواد حذف کنه پس ما اونا رو هم باید کم کم خودمون اصلاح و کم کنیمشون تا افکار جهانی از ما راضی بشه یعنی!!!!
    مخالفت من همین هست ما که به اونا کار نداریم اگه گفته شرع اعدادم یعنی اعدام دیگه افکار جهانی چیه … نکنه خودتون سر قضیه مشکوکید:D
    ولی به شخصه خودم با مقررات شرع موافقم صد در صد ولی با نحوه اجراش و دستورات و حکم هایی که مجلس می زار تقریبا مخالف
    =========================================

    حجت

    در مورد عکس:
    بنده به نظرم می رسد نکته مثبتی از آن قایل برداشت است:

    نماینده قانون، از اعماق جان از اینکه دو جوان اینگونه باید مجازات شوند، ناراحت است. قانون، کینه ای از کسی ندارد. خیرخواه همه است. اما چه کند که برای حفظ حیات جامعه (و لکم فی القصاص حیات یا اولی الالباب) چاره ای نیست.

    یک نکته دیگر:
    موضوع اعدام، یک تزاحم است. چاره ای نیست از انتخاب بد در برابر بدتر.
    اگر مجرمین محکوم واقعا پشیمان شده باشند، در درگاه الهی بخشیده می شوند و خداوند، برای اعدام شدگان جبران خواهد کرد.
    در برزخ یا رجعت و …
    =========================================

    ایران علوم

    عجب داستانی نوشتماااا …. خدوم باورم نمی شه که خودم نوشتم همه شو {-۱۸-}
    =========================================

    ایران علوم

    یه سوال … الان حکم اعدادم برا مجازات دنیوی این افراد هست یا برا تخفیف در مجازات اخروی یشان ؟؟
    =========================================

    حجت

    ۱- اگر در برخورد با اشخاص متفاوته.

    واقعا محکومه. همین. اما اینکه متفاوته، نیاز به اثبات داره.

    به نظرتان احترام می گذارم اما بنده فقط با دلیل می توانم قضاوت کنم.

    در مورد موارد مختلفی مثل مناطق کوچیک و شهرستان ها و … مشکلات بی عدالتی، به فرهنگ عمومی و اخلاق عمومی جامعه ما بر می گردد که باید از آن طریق اصلاح شود. ارتباطی به ساختار قوه قضائیه ندارد.

    ۳- نمی دانم. در مورد چیزی که دلیلی ندارم، نظری هم نمی توانم دهم. مطمئن باشید اگر دلیل محکمی به دستم رسد، مماشات نمی کنم.

    در مورد فرض ۴
    مردم وقتی دزد را می گیرند، معمولا بعد از تسلیم دزد، حسابی کتکش می زنند.
    کسی حق ندارد به هیچ کس حتی دزد آسیب وارد کند. این را مردم باید توجه داشته باشند.

    حال اگر بیرون کردن دزد یا دفاع از خود جز با آسیب رساندن به او امکان نداشت، می تواند به منظور دفاع از خویش یا هر عنوان دیگری، حتی او را بکشد.
    البته نمی دانم نحوه اثبات اینکه آیا ضرورت دفاع از خود داشته یا نه در دادگاه با چه بینه هایی پذیرفته می شود.

    در مورد فرمایش شما «خوب اگه اینطوریه افکار جهانی …»
    عرض بنده این نبود.
    بحث بررسی برون دینی بود.
    بنده به اسلام معتقدم و مدافع. البته نه بدون مدرک و دلیل.
    اسلام هم مدافع عقل و اندیشه منصفانه است:
    و اذا قیل لهم اتبعوا ما انزل الله قالوا بل نتبع ما وجدنا علیه آباءنا …

    ما مفسد فی الارض را به خاطر اینکه افکار جهانی چه می اندیشند اعدام نمی کنیم.
    اعدام می کنیم چرا که خدا بهتر مصلحت جامعه و حتی خود آن شخص را می داند.
    البته دلایل عقلی هم همین را می تواند اثبات کند.

    نکته آخر اینکه همه رسانه های اسلام ستیز، شمشیر را بر قوه قضائیه ایران از رو بسته اند.
    احتمال دهید استدلال های معترضان ما، شایعات و مغالطات دشمنان حق است.
    نمی گویم نقد نکنیم. با مدرک و سند و خبرگی و فرزانگی نقد کنیم.
    =========================================

    حجت

    غرض اصلی مجازات اعدام، نه مجازات دنیوی این افراد است و نه تخفیف در مجازات اخروی.
    غرض اصلی، بازدارندگی است ظاهرا.

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.