به قلم: حجت الله حاجی کاظم

به گزاش عصرایران در بیانیه وزارت خارجه فرانسه آمده است: اعدامی که دو روز پیش انجام شد، موارد اعدام در ایران را به حدود ۳۵۰ مورد از ابتدای سال ۲۰۱۰ تاکنون افزایش می دهد. این آمار باعث شده تا ایران در جمع کشورهایی با بالاترین آمار اعدام در جهان قرار بگیرد.

فرانسه از اواخر سال گذشته میلادی فعالیت های بین المللی را برای اعمال فشار بر کشورها آغاز کرده است تا این کشورها مجازات اعدام را متوقف یا حداقل برای اجرای آن، شرط هایی را اعمال کنند.

وزیر خارجه فرانسه مسؤولیت رهبری این فعالیت را برعهده دارد. وزارت خارجه فرانسه تلاش می کند تعداد کشورهایی که در آنها مجازات اعدام متوقف یا تعلیق شده است از ۱۳۰ کشور فعلی افزایش یابد.

===============

مسئله اینجاست که اونها فکر می کنند تئوری خودشون خیلی خوبه و همه باید از اون پیروی کنند.
شما از کجا می توانید ثابت کنید تئوری ما بهتر است؟

ماباور داریم که احکام قضایی باید به گونه ای باشد که کمترین خسارت به جامعه و افراد وارد شود. مسئله مجازات، یک مسئله اجتماعی است و تنها وقتی چاره ای نباشد، رو به آن می آوریم.

مسئله اول، تربیت و رشد استواری است که کار به بزهکاری نکشد.

(مطلبی از حجت الاسلام شهاب مرادی در این رابطه)

اعدام کننده جوان در حال دلداری به او

اعدام کننده، در حال دلداری به مجرم

اما اگر کشید، کتمان جرم است…

اگر برای جلوگیری از جرم بعدی در جامعه چاره ای جز مجازات مجرم نبود، باید با رعایت اخلاق و توجه به برخی نکات، مجازات کرد.

متن ذیل، را مدت ها پیش درباره مجازات قصاص نوشته بودم.

به نظرم رسید با توجه به صدور احکام زورگیری و اعدام دو نفر در تهران، یادآوری آن مناسب خواهد بود.

البته کشتن در قصاص با اعدام متفاوت است.

مطلب جاری درباره قصاص است و با اعدام تفاوت هایی دارد. بنده هنوز در مورد خود اعدام مفصل کار نکرده ام.

از جمله اینکه امکان بخشش توسط ولی دم ندارد. در اعدام، بیشتر جنبه بازدارندگی مطرح است.

البته خیلی به سختی حکم اعدام در اسلام برای کسی اثبات می شود اما به هر حال فاقد مورد نیست.

یک نکته دیگر که قوه قضائیه حق ندارد مجازاتی را بدون آنکه شرعا درست باشد اعمال کند.

ضرب و شتم و زورگیری ساده (بدون استفاده از سلاح و …) جرم اعدام ندارد. اما به خاطر شرایط خاص این اقدام، تشخیص فساد فی الارض و محاربه داده شده است. اینکه چه دلایلی بر این تشخیص بوده، به میزان جرأت مجرم، تاثیر در جامعه، مسلحانه بودن و … بستگی دارد که البته بنده اطلاع دقیقی از دلایل اثبات جرم این دو نفر ندارم. فقط همین اندازه بگویم که هیچ احدی در اسلام نمی تواند سلیقه ای کسی را به اعدام محکوم کند و حتما باید شرایط حکم را داشته باشد.

===============

وقتی حتی دقت های حکم قصاص، مستت می کند

به قلم: حجت الله حاجی کاظم

اشاره: به نظر ما حرف های دین اگر حرف های خداست، باید عاقلانه ترین حرف ها باشد.

وگرنه جایی را در شناخت خویش به بیراهه رفته ایم.

یا در شناخت حکم خدا و یا جایی را در شناخت خود خدا.

تلاش خواهیم کرد در مورد برخی از احکام دینی تامل منصفانه و عاقلانه کنیم تا بتوانیم زیبایی هایش را بیابیم.

این مطلب، اولین موضوع در فلسفه احکام جزایی است.

================================

وقتی حتی دقت های حکم قصاص، مستت می کند

امروز در نماز، دلم در جوشش افتاد.

داستان جوشیدنم، تصویری بود از پای اعدام رفتن جوانی که یک انسان را کشته بود.
و قتل او را عمد تشخیص داده بودند و اجازه کشتن یا نکشتنش به عهده ولی مقتول افتاده بود.

آری. شبکه مستند سیما، خاطرات یک اتفاق مهم را از زبان یکی از شاهدان به تصویر کشیده بود.

این شاهد می گفت که از چهره و حرف های اعدامی ها مشخص بود که پشیمان هستند.

می گفت که وقتی آن دو جوان را آورده بودند، یکی از آنان تصویر مقتول را در دست داشت و اشک می ریخت و خانواده مقتول را قسم می داد که او را ببخشند.

یکی دیگر می گفت که پدرم گفته به کسی التماس نکنم و فقط یا فاطمه الزهرا و یا امام زمان بگویم.

لحظات آخر هم آن جوان، خواسته بود با نی خود دمی بنوازد و قاضی اجازه داده بود و اینگونه نوای نی او در محوطه پیچیده بود.

می گفت حتی ماموران و سربازانی که برای اجرای حکم آمده بودند، به خانواده های مقتولین التماس می کردند و برخی اشک می ریختند.

حتی نماینده دادگستری هم تلاش می کرد آنان بخشش را بر استفاده از حقشان ترجیح دهند.

این شاهد خودش ولی دم جوان اول بود.

از خانواده ای که ولی دم آن جوان دوم بودند، خواهش کرده بود ببخشند.

و به خاطر اینکه بخشش جوان دوم را ببیند، از خون قاتل فرزند خود نیز گذشتند.

و اکنون این دو جوان، خود را مدیون جامعه می دانستند.
اما من منقلب شدم برای آنکه:

آن فضای نزدیک بودن به مرگ را در خاطرم گذراندم.

لحظاتی که حتی ممکن است آرزو کنی یک بار دیگر مزه پرتقال را بچشی و بعد بروی.
لحظاتی که حس می کنی خدا را باید از عمق دلت صدا کنی. لحظاتی که خود را با خدا تنها حس می کنی.

اما چیزی دیگر هم بود که مرا در نماز منقلب کرد. من به موضوعی توجه کردم که در سرتاسر آن مستند حتی اشاره ای هم به آن نشد.

زیبایی حکم قصاص را دیدم. و این نکات را که:

۱.    قتل خطایی قصاص ندارد و فقط دیه تعلق می گیرد.

۲.    در قتل عمد، حق قصاص یا بخشش را به کارشناس نداده تا رومیزی و زیرمیزی، موجب جابجا شدن مرگ و زندگی انسان نشود. حق را به ولی دم داده اند که داغ دار است و عزیزش را به عمد کشته اند.

۳.    در قتل عمد، اسلام به شدت سفارش می کند دیه بگیر و ببخش و بگذار مدت کوتاهی زندانی شود و بعد از شرم عفو تو دیگر به سوی تجاوز نرود.

۴.    وقتی او بخشیده شود، چنان نسبت به جامعه احساس بدهکار بودن می کند که همین، نقطه ای برای تغییر و توبه او خواهد بود.

۵.    اما در حالتی که او را خانواده مقتول نمی بخشند و قصاص می کنند، چند نکته وجود دارد: اول اینکه به راستی خانواده ای که آنقدر داغ دیده که حاضر می شود دیه نگیرد و اعدام قاتل عمد فرزندش را ببیند، اگر حق قصاص نداشت، بعید نبود خودش دست به کشتن آن جوان زند و حتی در این راه عده ای دیگر هم کشته شوند. دوم اینکه از نظر ما، مرگ پایان حیات انسان نیست و کسی که اینگونه قصاص می شود، اگر توبه کرده باشد، این قصاص، موجب بالاتر رفتن درجات او خواهد بود. سوم اینکه نقش بازدارندگی این قصاص برای جلوگیری از قتل های بعدی در جامعه بسیار زیاد است و امنیت را برای جامعه تضمین می کند.

۶.   در فرهنگ ما، اجرای حکم به معنای توهین به شخصیت انسانی یا نادیده گرفتن زیبایی وجود آن انسان نیست. اجرا کننده حکم ما، اشک می ریزد و حکم را اجرا می کند. اشک می ریزد که چرا این قاتل کار را به اینجا رسانید، که ای کاش ولی دم او را می بخشید. و اشک می ریزد برای بخشش و غرق در رحمت شدن آن انسان. انسانی که برای حفظ حیات جامعه راهی جز این برایمان باقی نگذاشت.

البته ای کاش می شد بدون همین قصاص حیات جامعه نیز حفظ شود اما دنیا، دیار تزاحم است و باید بهترین تصمیم را گرفت.

نه مانند اروپای قرون قبل که به خاطر دزدی، حتی کودک دزد را بلافاصله اعدام می کردند (یا چین امروز) و نه مانند اروپای امروز که زندانهایش لبریز از آدم هایی است که قتل عمد کرده اند و اگر روزی به جامعه بازگردند، آنگونه قتل خواهند کرد که دیگر در دام قانون نیفتند.

و چه قدر حرف های اسلام غریب است. و چه قدر در شکر مسلمان بودن خود کوتاهی کردیم.

و چه قدر توهین ها به اسلام عزیز کردند به خاطر آنکه حرف هایش را نفهمیدند.

 

ای اهل اندیشه! قصاص، برای [جامعه] شما، مایه حیات و زندگانی است؛ تا آنکه [از ریختن خون دیگران] بپرهیزید.وَ لَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاهٌ یَا أُولِی الْأَلْبَابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ‌ ﴿سوره مبارکه بقره، ۱۷۹﴾