در جلسه ای که با برخی دوستان اهل تامل در این مورد داشتیم، یکی از بچه ها که تجربه دوستی هایی داشت گفت که در طول دوستی خود توانسته است طرف مقابل را به اخلاقی تر رفتار کردن با پدر و مادرش و رفع برخی مشکلات فرهنگی در خانواده شان کمک نماید. حدود یک ساعت بین همه دوستان در این مورد بحث شکل گرفت و نتایج زیر به دست آمد:

۱- تاثیرگذاری فرهنگی یا با استدلال پیش می رود و یا با معذوریت های عاطفی. اگر دومی باشد، معمولا بعد از به هم خوردن دوستی (که معمولا این دوستی ها برای ازدواج نیست)، به هم می خورد و به این خاطر که صرفا به خاطر حفظ دوستی بوده، ماندگار نیست. اگر اولی باشد یا در طی دوستی تبدیل به تعقل شود، بسیار ماندگارتر است اما اشکالی دارد و آنکه اگر قرار است با استدلال و وادار کردن به تفکر به کسی کمک کنیم، اگر بر روی فعالیت فرهنگی و نویسندگی در این موارد تمرکز کنیم در طول زمان کمتر و با بازدهی بیشتری می توانیم تاثیر گذار باشیم. می توان در کنار روابط رسمی با دیگران، برایشان نامه و مطلب تحلیلی نوشت و یا از طریق گروه های فرهنگی نقش خود را در افزایش فرهنگ جامعه ایفا نمود تا بدون ایجاد وابستگی های ویرانگر، تاثیر فرهنگی موثر گذاشته شود.

۲- به نظر می رسد همان طور که در دیگر بحث ها مطرح شده، چه این دوستی منجر به ازدواج شود و چه نشود، آسیب های قابل توجهی در فرد و جامعه ایجاد خواهد کرد که شاید ارزش چنین کار فرهنگی ای را ندارد و بهتر است از راه های جایگزین برای تاثیر فرهنگی استفاده نمود.

 

برای مطالعه بیشتر آسیب های روابط با جنس مخالف، اینجا و اینجا کلیک کنید.