ح-حاجی کاظم
بحث هدف زندگی آن قدر مهم و حساس است که تشریح آن توسط استادمان طی ۶ ساعت، موجب شد مسیر زندگی ما عوض شود. متاسفانه به خاطر گستردگی موضوع و کم بودن فرصت های ما،‌ هنوز نتوانسته ایم متن مفصلی از این موضوع داشته باشیم (برای مشاهده متن محاوره ای هدف زندگی، اینجا را کلیک کنید.) اما خیلی خیلی خلاصه عرض می کنم:

هدف ما در زندگی، شبیه خدا شدن است. در همه صفات. محبت،‌ رزاق بودن نسبت به دیگران، عیب پوش بودن، صبور بودن و … و حتی زیبایی و قدرت. خدا ما را به دنیا فرستاده تا با اختیار کردن صفات حق،‌ در آن صفات شبیه خدا شویم. نمی شد اجبارا این صفات را در ما بگذارند چون ارزش نمی داشت و خداوند مجبور به خوب بودن نیست اما خوب است پس ما هم برای شبیه خدا شدن باید با اختیار به آنها برسیم. جهنم،‌ بیمارستانی دردناک برای رفع بدی های ماست و بهشت، جایی که خدا صفاتی مثل زیبایی و قدرت مطلق و لذت مطلق را که خود نمی توانستیم کسب کنیم،‌به ما می دهد.

پس کار ما در دنیا این است:

مثل خدا انتخاب کنیم که خوب باشیم. غیبت را برای این گفتند حرام است چون اگر غیبت کنم،‌ مثل خدا عیب پوش نخواهم بود. انفاق را برای این گفتند لازم است چون مرا مثل خداوند رزاق می کند. دین آمده تا راه شبیه خدا شدن را نشان دهد.

اما ارتباط هدف زندگی و ازدواج

ازدواج (حتی تا حدودی ازدواج بد) بستری است برای الهی شدن. آن قدر مهم است که شاید به این راحتی ها نتوان بهانه ای برای ازدواج نکردن یافت. در ازدواج،‌ می توان بیشتر محبت کرد،‌ در ازدواج مجبوریم بدی های همسرمان را بپوشانیم و جنبه های بد او را تحمل کنیم. در ازدواج، به همسرمان رزق می رسانیم. (درآمد، محبت،‌ حتی لذت جنسی) و … . این را توجه کنید که خیلی از آدم هایی که ازدواج می کنند،‌ به بسیاری از ثمرات آن بی توجهند. چون فقط دنبال لذت پیش پا افتاده بوده اند.

اگر ازدواج نکنیم، چه می شود

گرچه ازدواج بستر بسیار خوبی برای درگیر شدن و رشد است اما وجود انسان های بزرگی مثل حضرت عیسی علیه السلام، حضرت یحیی علیه السلام،‌ بانو حضرت معصومه سلام الله علیها که ظاهرا به خاطر وضعیت خاص زندگیشان نتوانستند ازدواج کنند، نشان می دهد اگر موفق به ازدواج نشویم، رشد و رسیدن به هدف نهایی زندگی غیر ممکن نیست. (ادامه مطلب…)