قلم ح-ح

خواستند یوسف را کوچک و ذلیل و آواره کنند. اما تو نخواستی. مهر او را در دل کسی که او را خریده بود انداختی و او به همسرش گفت: جایگاه یوسف را کریمانه پاس دار. شاید سودی برای ما داشته باشد یا او را در آینده فرزند خوانده خود نماییم.

بعد از همه این ماجراها گفتی:

بیشتر مردم نمی دانند که خدا در مورد خواست خویش پیروز و مسلط است. (وَ اَللّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ اَلنّاسِ لا یَعْلَمُونَ )

واقعا؟ بیشتر مردم این را نمی دانند؟ نمی دانند که خداوند به امر خودش کاملا مسلط است؟ خوب که می بینی متوجه می شوی همین طور است. بیشتر مردم چنان می اندیشند که فکر می کنند خیلی وقت ها کار از دست خداوند خارج می شود.

و این چه توحیدی است که درک کند کار از دست خداوند خارج نمی شود؟

=================================

وَ قالَ اَلَّذِی اِشْتَراهُ مِنْ مِصْرَ لاِمْرَأَتِهِ أَکْرِمِی مَثْواهُ عَسى أَنْ یَنْفَعَنا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً وَ کَذلِکَ مَکَّنّا لِیُوسُفَ فِی اَلْأَرْضِ وَ لِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِیلِ اَلْأَحادِیثِ وَ اَللّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ اَلنّاسِ لا یَعْلَمُونَ  ﴿یوسف‏، ۲۱﴾

و آن کس که او را از سرزمین مصر خرید [= عزیز مصر]، به همسرش گفت: «مقام وی را گرامی دار، شاید برای ما سودمند باشد؛ و یا او را بعنوان فرزند انتخاب کنیم!» و اینچنین یوسف را در آن سرزمین متمکّن ساختیم! (ما این کار را کردیم، تا او را بزرگ داریم؛ و) از علم تعبیر خواب به او بیاموزیم؛ خداوند بر کار خود پیروز است، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند!