حاجی کاظم

پروفسور نورمن (که نقش او را مورگان فریمن به عهده دارد)، استادی که نظریه او در داستان فیلم LUCY 2014 (محصول فرانسه به کارگردانی لوک بسون) به واقعیت می پیوندد، عمیقاً به نظریه تکامل داروین باور دارد. وی درباره تاثیر استفاده از ظرفیت مغز بر انجام کارهای فوق فهم فعلی بشر نظریه پردازی کرده است.

حقیقت و هدف زندگی از دیدگاه او چنین است:

«حقیقت زندگی این است که سلولی به دو سلول تقسیم شود و تمام هدف زندگی آن است که اطلاعات به دست آمده، به بقیه منتقل شود. هدف بالاتری وجود ندارد.»

2015-04-22_3-13-34

نتیجه فلسفه انسان طبیعت گرا چنین است. حتی تلاش می کند بی زمانی و بی مکانی را نیز به عنوان انتزاعی ترین مفاهیم فلسفی بشر، از طریق فعالیت سلول های مغزی دست یافتنی بداند.

به هر حال از نظر اینان، تمام حقیقت زندگی برای هر فرد، مدتی بقا و بعد فنای کامل است.

خدای پیامبران ابراهیمی فرمود: آسمان ها و زمین و میان آن دو را باطل نیافریدیم. چنین پنداری،‌ پندار کافران است؛ پس وای بر کافران از آتش [دوزخ]. ﴿ص‏، ۲۷

وَ ما خَلَقْنَا اَلسَّماءَ وَ اَلْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما باطِلاً ذلِکَ ظَنُّ اَلَّذِینَ کَفَرُوا فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ کَفَرُوا مِنَ اَلنّارِ 

 خلاصه ماجرای فیلم

داستان این فیلم بسیار عمیق و فلسفی طراحی شده است و بر این نظریه متمرکز شده که دست یافتن به بی نهایت ها را از طریق آزاد شدن ظرفیت مغز ممکن بداند. کیسه مواد نیروزای CPH4 جاسازی شده در شکم لوسی (نقش وی را اسکارت جوهانس به عهده دارد) در حین انتقال در اثر ضربه پاره شده و بخشی از مواد وارد بدن او می شود. وی در مرحله اول می تواند بر بدن خویش کنترل کامل را به دست آورد؛ در مرحله بعد بر دیگر انسا نها و در مرحله بعدی، بر مواد هستی. در نهایت هم وقتی وی به ۱۰۰٪ بهره برداری از قوای مغز خود می رسد، بر زمان و مکان مسلط شده و محدودیت او در بعد زمان و مکان از بین می رود.

نقد و بررسی دیگر

این فیلم تلاش کرده با جا دادن ماجرایی تبهکاری، جذابیت داستان را افزایش دهد اما در بسیاری موارد مجبور است مقصود خود را در قالب دیالوگ ها بفهماند.

 به نظر می رسد تلاش فلسفی فیلم، بی تاثیر از تمایلات تقلیل همه چیز به اعصاب و نورون ها نیست که در برخی فلسفه های نوروساینتیستی دیده می شود.

دو مورد نیز به نظر بنده از ضعف های علمی فیلم بود. یکی اینکه دلفین ها را به علت استفاده از ردگیری صوتی، بهره مند تر از مغز خود نسبت به انسان می دانست و به نظر می رسد چنان نشانه ای دلیل بر این ادعا نیست. و دیگری اینکه مغز لوسی بعد از فوران اطلاعاتی، به مباحث فیزیک کوآنتوم رسید در حالی که می دانیم تعبیرهای مختلف فیزیک کوآنتوم الزاماً کشف حقیقت فیزیکی نبوده و نوعی مدل سازی آن محسوب می گردد.