بی حجابی، حق یا وظیفه زنان

بی حجابی، حق یا وظیفه زنان

نمی خواهم درباره اینکه آیا بی حجابی حق زنان و مردان است یا نه، بحثی داشته باشم.

تنها می خواهم یادآوری کنم که خیلی وقت ها چیزی به عنوان حق زنان دنبال شده است
و در نهایت به وظیفه زنان تبدیل شده است.

وقتی چیزی که به عنوان حق بیان می شود، در مجموع به صلاح زنان نباشد،
روزی به بقیه زنانی که با آن موافق نیستند ظلم خواهد شد.

آن قدر توقع مردان در آن موضوع متفاوت می شود که در عمل زنان ضرر خواهند کرد.

۱- روزی بانوان سر کار رفتن و حقوق گرفتن را به عنوان حق خود دنبال کردند اما امروز چه اتفاقی افتاده است؟
امروز در کمال تاسف مردان به دنبال همسر شاغل هستند و اشتغال دیگر وظیفه زنان در نظر گرفته می شود.

۲- روزی زنان حق فرزند نیاوردن را در ازدواج خود دنبال می کردند و امروز وظیفه بسیاری بانوانی که می خواهند در ازدواج خود مادر شوند، سکوت در برابر فرزند نخواستن همسر شده است.

۳- روزی زنان حضور با جذابیت های خود در آگهی های تجاری را دنبال کردند و امروز تامین جذابیت آگهی های بازرگانی، به وظیفه موجه جامعه زنان تبدیل شده است و قبح استفاده ابزاری از آنان شکسته است.

۴- روزی حق زنان برای آرایش کردن به میزان دلخواه در بیرون خانه مطرح بود و امروز، همین موضوع به وظیفه زنان تبدیل شده است.
بانوی شاغل باید ساعت ها مواد آرایشی را بر روی روزنه های تنفس پوست خود نگه دارد.

۵- اگر امروز بی حجابی به عنوان حق زنان مطرح شده است، جدا از همه پیش فرض های نادرست آن، روزی به وظیفه زنان تبدیل خواهد شد و آن روز دختری که بخواهد حجاب خود را نگه دارد، آن قدر ذائقه تغییر خواهد کرد که دیگر یا باید روابط اجتماعی خود را رها کند و یا حجاب را. همان اتفاقی که از ۱۰۰ سال گذشته تاکنون در اروپا افتاد.

به جای این ایده که هرکس هرکاری دلش خواست انجام دهد، ای کاش بشر جایگاه بلند بانوان را می شناخت و بر اساس آن سبک زندگی بشر را برنامه ریزی می کرد.

توسط مدیر سایت

در دوران تحصیل دانشگاهی، 3 سال عضو شورای مرکزی تشکلی قرآنی-دانشجویی بودم. پس از اخذ مدرک کارشناسی در رشته مهندسی مکانیک از دانشگاه دولتی صنعت آب و برق، به خدمت سربازی مشغول شدم. در همین دوران بود که هنوز با سوالات اساسی زندگی ام دست و پنجه نرم می کردم. استادی را یافتم که چه زیبا سوالاتم را پاسخ هایی داد که بر دلم نشست و جانم را آرام کرد. حرف هایش مسیر زندگی ام را عوض کرد و مرا به مراکز مطالعاتی و پژوهشی دینی قم کشاند. از سال 87 تاکنون در این شهر عزیز مشغول مطالعه و تحقیق و تفکر هستم. گاهی نیز قلم می زنم. فعالیت تخصصی مهندسی ام به علت مشغولیت فراوان علمی و فرهنگی محدود شده است اما خدا را شکر می کنم که در سنگری دیگر در جستجوی حقیقت هستم. با خود عهد بسته ام که هیچ گاه نگذارم انصاف در مواضعم کم رنگ شود. خدا را شاهد می گیرم که بنا دارم به محض آنکه در موردی به این نتیجه رسیدم که اشتباه کرده ام و حق چیز دیگری است، لحظه ای تردید نکنم و از حقیقت نگذرم. با این عهد مطلب می نویسم. موفق باشید خدا نگهدارتان

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.