آیا مشکل خانواده های ما فقط مسائل مالی و زناشویی است؟

ح-حاجی کاظم

یک روز در جامعه ما معروف شده بود که بیشتر از ۸۰-۹۰ درصد از طلاق ها به خاطر مشکلات ارتباط زناشویی است و باید آموزش های صریح تر داده شود. الان که به بهانه این آموزش ها، بچه مدرسه ای ها هم به برکت ماهواره و اینترنت و … در معرض طرح مسائل زناشویی قرار گرفته اند(!)، آیا آمار طلاق در جامعه کاهش پیدا کرد؟ (هرچند به باور ما آموزش نقش اصلی را ایفا می نماید اما نه تمرکز بر آموزش های اینگونه) چه تعداد پایگاه است که بنر آموزش های جنسی در آن ها دائما چشمک می زند در حالی که نه آموزش اصولی ای اتفاق می افتد و نه اینکه همه چیز این موارد است.

به کجا رفتیم؟! بنظرم این حرف ها از آن اپیدمی های فرهنگی بود که در جامعه ما افتاد و نظرها را از اینکه چه قدر اخلاق اهمیت دارد برگرداند. بر فرض پذیرش این موضوع که زوج های مطلقه نارضایتی های مالی و جنسی داشته اند، نمی توان نتیجه گرفت که مشکلات خانواده به این دو بر می گردد و با حل شدن اینها حل می شود.

به نظر می رسد تصور اشتباه اینکه طلاق صرفا ناشی از مسائل مالی یا جنسی است، خود تاثیرات فرهنگی ناگواری دارد. یکی از آنها این است که توقعات جنسی و مالی افزایش می یابد و نگاه آدم ها به یکدیگر نگاه ابزاری می شود. و …

ظلاق و جداییبه نظر می رسد توقعات مالی و حس نیاز مالی، زاییده تصورات فرهنگی است و فرهنگ است که بسیاری از احساس نیازها را می سازد. نارضایتی های جنسی نیز عموما از تعهد نداشتن شریک زندگی نشات می گیرد و در صورت متعهد بودن او، به یافتن راه برون رفت و اصلاح منتهی می شود.

اگر مرد خود را مسئول و متعهد بداند که تلاش خود را در حد توان به کار گیرد و خانم خود را مسئول بداند که به همسر خود در هیچ موردی سخت نگیرد و حد توان او را در نظر گیرد و برای زن و مرد و فرزند، ویلای شمال همسایه موجب نشود حس کنند بدون داشتن ویلا زندگی جهنم است، خوشی و رضایتمندی خانواده را فدا نخواهند کرد.

اگر مرد و زن خود را نسبت به نیازهای همسرشان کاملا متعهد بدانند، نارضایتی جنسی یک طرف اتفاق نمی افتد. اطمینان داشته باشید اگر اخلاق باشد، همسری که خود را مسئول می داند، راهی برای تامین رضایت همسرش خواهد یافت. (مشاوره، آموزش، درمان)

بدون تردید خانواده به آموزش مسائل ارتباطی، شناخت روحیات جنس مخالف، یادگیری مهارت های افزایش صمیمیت و جذابیت و … نیازمند است اما اگر اخلاق نباشد، نه برای یادگیری اینها و نه برای به کار بستن آنها تعهدی نخواهد داشت.

نکته مهم اینجاست که اخلاق و اخلاق مداری هم نیازمند آموزش و برطرف کردن ابهامات فکری در مورد نقش آنها در زندگی می باشد.

اگر اخلاق و ایمان و الهی نگری باشد، راه حل بقیه ضعف ها را می توان یافت. البته باید اخلاق و خویشتنداری باید در کنار فرهیختگی و عقلانیت قرار گیرد و تجربه های روانشناسانه را نیز بپذیرد.

اما اگر اخلاق نباشد حتی اگر بتواند نیاز همسرش را برآورده کند، به خاطر ارضاء حس انتقام و وابسته کردن و رذائل دیگر، تلاش می کند همسر خویش را در فشار مالی و عاطفی و جنسی قرار دهد؛ یا به جای تعهد به همسر خویش، با اشخاص یا روش های جایگزین که خدای بزرگ آنها را حرام دانسته است احساسات خود را خاموش نماید و هیچ آموزشی نخواهد توانست برای او راهگشا باشد.

خداوند بزرگ، دو روش را از شیطان نام می برد:

۱- او شما را از فقر می ترساند. (خیلی اوقات خانواده ها از کم بودن ذخیره های خود می ترسند نه از معیشت امروز خود)

۲- شما را به فحشاء فرمان می دهد. (ناراضی گذاشتن همسر و روی آوردن به مأمن های حرام جایگزین، از مصداق های فحشاء‌ می تواند باشد.)

 اَلشَّیْطٰانُ یَعِدُکُمُ اَلْفَقْرَ وَ یَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشٰاءِ وَ اَللّٰهُ یَعِدُکُمْ مَغْفِرَهً مِنْهُ وَ فَضْلاً وَ اَللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ  ﴿البقره، ۲۶۸﴾

آیا مشکل خانواده های ما فقط مسائل مالی و زناشویی است؟

6 دیدگاه برای “آیا مشکل خانواده های ما فقط مسائل مالی و زناشویی است؟

  1. سلام وخسته نباشید
    مطلبتون رو خوندم واستفاده کردم…
    من خودم توی دادگاه های خانواده رفت وآمد داشتم…خیلی از علل طلاق ها قابل حل بوده امامتاسفانه افراد به دنبال حل موقت وآسان ترین راه حل یعنی طلاق می گردند…خیلی از علل طلاق به خاطر عدم مهارت افراد درحوزه های مختلف مانند ارتباط موثر،کنترل خشم…حل مشکل و…هست.
    از طرفی در دادگاه هایکی از علل شایع طلاق خیانت همسران است که اینهم خود به مساله عدم مهارت دربرقراری ارتباط موثر و…می باشد.
    متاسفانه اغلب زوج های ایرانی اطلاعات کمی درحوزه ارتباطات جنسی و…دارند که نیازمند آموزش به این قشر هست.ما نیاز به آموزش داریم البته آن هم روشمند ودرست…

    1. سلام عزیز
      بسیار عالی.
      ممنون از اینکه تجربیات خوبتان را مطرح نمودید.
      فرمایش شما را کاملا قبول دارم.
      یکی از علت های فعالیت ما در زمینه خانواده نیز همین است که باور داریم آموزش های ارتباطی، شناختی و مهارتی در میان زوجین بسیار نیاز است.
      تجربه شما را تصدیق می کنیم و احترام می گذاریم.
      مشکل من با این است که روانشناسان عزیز، آموزش های مهارتی را از آنچه ما تقوی یا اخلاق می نامیم جدا کرده اند و عده ای نیز از این فضا به نحو افزایش تحریکات جنسی و ترویج مادی گرایی استفاده نموده اند. آقای تامس هریس در کتاب I’m ok, you are ok خود نسبت به کم توجهی روانشناسان نسبت به آموزه خویشتنداری که در ادیان مطرح است انتقاد می نماید.
      البته بنظرم مجموعا با هم موافقیم.

      1. مثلا در مورد خیانت، باور عمیق ما این است که منشا آن تحریکات بیش از حد جنسی در جامعه است.
        ما چقدر می توانیم با قانون جلوی خیانت را بگیریم؟ خودتان استحضار دارید که بسیار کم.
        مدل جامعه فاقد قید و بند جنسی غربی (البته آنها هم کاملا بی قید نیستند)، آزادی ارتباطی را می طلبد. اگر ما حدود تحریکات را رها کردیم، مجبوریم که خیانت ها را هم امری کاملا عادی بگیریم. (که البته هر دو اینها اشتباه است.)

  2. ممنون از شما…بنده هم ازنظرات شما استفاده کردم…
    اگر نیاز به همکاری در سایت داشتید،خوشحال میشوم در ارائه مطلب و…با شماهمکاری کنم.

    1. تشکر.
      خوشحال می شویم مطالبتان را برای ما بفرستید. حتما یا مستقیما درج می نماییم و یا با بحث و تبادل نظر به نظری مشترک رسیده و بعد درج می نماییم.
      در شبکه اجتماعی ما هم می توانید مطلب ثبت فرمایید.
      http://mighatemehr.ir/halghe
      ما هم در مسیر شدن هستیم.

  3. به نام خدا
    سلام و با تشکر از متن های زیبا و مفبدتان
    در متن فرموده بودید(( توقعات مالی و حس نیاز مالی، زاییده تصورات فرهنگی است)) خوب این تنها تا حدی صحیح نیاز مالی چیزی نیست که تنها زاییده فرهنگ باشد بلکه از نیاز های اصلی است ولی توقعات از نیاز های اصلی نیز و یکی از چیز های شکل دهنده توقعات می تواند همین تصورات فرهنگی باشد. مشکلی که در جامعه ما هست هم از همین توقعات نابجا است چیزی که در کمتر جای دنیا به خصوص کشور های اسلامی و پیشرفته مشاهده می کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

اسکرول