ح-حاجی کاظم

دانلود فایل PDF مطلبPDF-DOWNLOAD 

 

در پایگاه خوب کاکتوس، بحثی میان برخی دوستان اهل اندیشه و تامل صورت گرفت که یکی از بزرگواران لطف داشتند و مرا به ابراز نظر دعوت نمودند. تلاش کرده ام محل ابهام را متوجه شده و نظر خود را درباره آن عرض نمایم. قطعا فهم بنده نیز نسبت به آنچه باید باشد، فاصله خواهد داشت. خوشحال می شوم هرجا حس می کنید نادرست فهمیده ام، مرا متوجه نمایید.

دوست عزیزمان آقای «خیال دست» مطرح نمودند که:

۱٫    در اسلام تمام مسئولیت مالی و اجرایی خانواده بر دوش مرد است و زن می تواند حتی برای کار در خانه، شیر دادن فرزند و … مزد دریافت نماید و هیچ وظیفه ای جز همسر بودن و مادر بودن ندارد.
۲٫    در خانواده های ما معمولا عرفا شیر دادن،‌ کار خانه و … را بر عهده زن می دانند.
۳٫    واقعیت های جامعه ما چاره ای جز اینکه خانم ها کارهای منزل را بپذیرند باقی نمی گذارد وگرنه زندگی دچار مشکل می شود.
۴٫    ایشان نتیجه گرفته بودند که قرار دادن کلیه مسئولیت های اجرایی بر دوش مرد، در عمل هیچ فایده کاربردی نداشته و دردی از جامعه ما دوا نمی کند.

به نظر ما

اما باور ما این است که

۱٫    آموزه یاد شده در تشکیل زندگی الهی تاثیر دارد و باید به آن نظر داشت. حتی فقط در نظر گرفتن این آموزه می تواند برای تصحیح تلقی های زن و مرد نسبت به هم موثر باشد (که البته باید به دیگر باورهای اسلامی ضمیمه شود تا درست فهمیده شود.)
۲٫    مدعای بالاتر ما این است که پرداخت نقدی نفقه (حتی روزانه)، اجر برای شیر دادن کودک، پرداخت مالی برای فعالیت های خانم در خانه و … مختص به هنگام اختلاف زن و مرد نیست (که البته می دانم این سخنم با باورهای رایج جامعه بسیار منافات دارد اما از آن دفاع خواهم کرد و انتظار دارم لااقل به عنوان یک احتمال در گوشه ذهن خود قرار دهید.) می تواند زندگی شیرین باشد و این پرداخت ها هم صورت گیرد و حتی زندگی را شیرین تر و آرمانی تر نماید.
۳٫    مدعای بالاتر از این آن است که این نگاه با روحیات و جایگاه زن و مرد نسبت به یکدیگر هماهنگ تر است و می تواند در راستای بهترین کرامت بخشی ها به زن باشد.

کیفیت وظایف زن و مرد در خانواده

در اسلام عزیز، زن هیچ وظیفه اجرایی ای در زندگی ندارد به جز یک مورد (که البته دوستان به آن توجه نکرده بودند): اجازه دادن به مرد برای ارتباط جنسی. در حقیقت،‌ خانم فقط «خانم» خانه است. البته وظیفه دیگری در عمل و تکوینا به دوش زن می آید و آن این است که به ناچار (و به تبع وظیفه همسری) حمل کودک خانواده به عهده زن خواهد بود و اصل شیر دادن کودک نیز به اقتضای طبیعت مادری (فیزیولوژیکی و عاطفی) بر عهده خانم می افتد. حتی تربیت کودکان و محبت به زن و مرد و گرم کردن کانون خانواده هم بر اساس عاطفه زن و نه وظیفه تعریف شده وی می باشد اما فیزیولوژی خانم ها چنان است که مادری کردن را تا حدودی به آنها الزام می کند. (هرچند برخی برنامه دارند با این فیزیولوژی مقابله کنند) برخی وظایف اجرایی را در عمل خانم ها بر اساس عاطفه خود و از روی لطف، می پذیرند.

نکته مهم این است: عرف (مسلمان) حق ندارد کارهای منزل و … را وظیفه لازم زن بداند. یکی از دلایل ما بر این موضوع آن است که زن بعدا می تواند نسبت به اجرت المثل (هزینه معادل) کارهای اجرایی ای که در خانه انجام داده، طلب مزد نماید و نظر عرف در این موضوع هیچ نقشی نخواهد داشت.

محل سوال

محل ابهام اینجاست که انگار این نگاه با واقعیت های جامعه منافات دارد و نوعی زورگویی به مرد است. اصولا چنین الزاماتی نسبت به مرد آن هم در صورتی که وی نتواند چنین الزاماتی را تامین نماید چه ارزشی دارد؟

چاره نداریم که تلفات حقوق و قوانین را بپذیریم

نکته مقدماتی اینکه درست است که اسلام قرار است سعادتی خالص فراهم کند اما ویژگی هر حقوقی در شرایط جهان موجود، این است که درگیر تزاحم ها و استثناها می شود و مهم آن نیست که در مورد همه افراد جامعه بهترین اثر را داشته باشد بلکه مهم این است که برای بیشترین مردم بهترین آثار را تامین نماید. یعنی برآیند حقوق مهم است. (ضمن اینکه باید به نحوی باشد که تاثیرات آخرتی خوبی هم داشته باشد)

همه آموزه ها را در کنار هم ببینیم

یکی از کلیدهای فهم چرایی آموزه های اسلامی، دیدن همه آنها در کنار یکدیگر است. کسانی که حقوق اسلامی را می پذیرند، همان کسانی هستند که قرار است اخلاق و باورهای اسلامی را داشته باشند وگرنه قرار نیست از تحمیل حقوق اسلامی به جامعه ای کاملا غیر اسلامی دفاع نماییم. موارد ذیل را در کنار این حکم ببینیم تا بهتر بتوانیم قضاوت کنیم:
۱٫    تاکید اسلام بر مهر و محبت و پرورش آن و مرتبط کردن نظری محبت به همسر با محبت حضرت حق نشان از آن دارد که این حقوق قرار است در خانواده هایی که با محبت به یکدیگر می نگرند اجرا شود. یادآوری می کنم که وضع حقوق وابسته به شرایط عموم مخاطبین است. زن در خانواده متوسط (و نه حتی ایدآل) اسلامی آن قدر از محبت و دوست داشته شدن اشباع است که ترجیح می دهد راه های دیگری مثل غذا پختن و … را نیز برای افزایش پیوند محبتی خویش با همسر و خانواده اش بپیماید. ظرف شستن، یکی از جلوه های محبت کردن به خانواده می شود. (خواهیم گفت چرا اجبار و الزام و وظیفه دانستن اینها برای خانم، به خانواده آِسیب می زند)
۲٫    تاکید بر مفهومی به نام همراهی که از برخی نقل های مستقیم دینی فهمیده می شود، احتمال تنها نماندن عملی مرد در خانواده را بسیار افزایش می دهد. مثل این روایت که امیرالمومنین حضرت زهرا سلام الله علیهما را بهترین یاری گر در مسیر حق می دانند یا توصیه های به ازدواج و یا این نقل که همراهی زن و شوهر در آخرت را نیز ممکن می دانند و نیز می توان نشان داد که با نگاه خاص اسلام نسبت به همسر، این اتفاق عملا نیز محقق می شود.
۳٫    فراموش نکنیم که در دنیای امروز ما، رفاه بیشتر و دسترسی حریصانه به امکانات تکنولوژیکی موجب فشار اجرایی به خانواده ها شده است. اگر از نگاه اخلاقی تر بخواهیم بنگریم، چه اشکالی دارد گاهی به دلیل اینکه دو طرف فرصت کافی نداشته اند (یا حتی حوصله اش را نداشته و یا وقت خود را برای فعالیت اجتماعی مهمی گذاشته اند)، خانه نامرتب بماند؟ البته اهمیت آراستگی و نظم پوشیده نیست اما نباید برخی چیزها را به عنوان تابو در زندگی بسازیم که مجبور شویم بقیه مسائل را با آنها تغییر دهیم. پول طلبی، حرص به دنیا، کیفیت گرایی افراطی در مورد ظواهر زندگی که گاه موجب برخوردهای غیر اخلاقی مرد و زن با خانواده خود می شود، قابل دفاع اخلاقی نیست تا بخواهیم بر اساس آن بگوییم: «اگر کارهای خانه بماند چه؟!»
۴٫    ممکن است تصور شود پرداخت هزینه برای خدمت های خانم در خانه، توهین به محبت های خانم و عشق اوست و تلقی شود که مرد می خواهد محبت او را خریداری نموده و او را مادی گرایانه ببیند. نکته ای که باید از اجزای دیگر اسلام بر این مورد افزود، این است که مسلمان، دنیاپرست نیست و مراقب است که جز تلقی تقدیر از زحمات خانم و دیدن مهر او، تلقی دیگری نشود. این را با توضیح دادن محبت آمیز در مورد پول یا مالی که متواضعانه منتقل می کند، نشان می دهد.
۵٫    یک نکته مهم دیگر این است که طلب کردن این حقوق از طرف خانم ها همیشه زیبا نیست چرا که با شأن همسفری آنها و مظهر ناز بودنشان (توضیح خواهیم داد) سازگار نیست اما ادای آن از طرف مرد، زیبا و نشان دهنده قدردانی اوست و محبت را زیاد خواهد کرد.

نقش حقوق در زندگی خانوادگی

حقوق میان زن و مرد دو نقش در زندگی دارند که معمولا به دومی کمتر توجه می شود. اول اینکه وقتی زن و مرد دچار اختلاف برهم زننده زندگی می شوند، این حقوق به زن و مرد کمک می کند که کمتر آسیب ببینند. دوم اینکه این حقوق با سایه افکندن بر روابط کلی خانواده، موجب تنظیم توقعات زن و مرد می گردد. در این مورد سخن خواهیم گفت.

تنظیم توقعات و نگاه زن و مرد به یکدیگر با مسئول دانستن مرد در امور اجرایی

لازم به تذکر است که در این نوشتار از کل احکام و اخلاق مرتبط با نظام خانواده، فقط به موضوع خاص وظایف اجرایی زن و مرد در خانواده می پردازیم چرا که بررسی همه احکام و حقوق و اخلاق خانواده، مجالی دیگر می طلبد.

یکی از کلید واژه های ما در تحلیل مناسبات زن و مرد، مظهر ناز بودن زن و مظهر نیاز بودن مرد است. اگر خانم به آقا نیاز هم دارد، نباید کار به جایی برسد که ابراز نیاز نماید. به نظر ما یکی از حکمت های اینکه در مورد ارتباط زناشویی نیز می گویند نیاز مرد و اجابت زن (که فمنیست ها از این برداشت استفاده ابزاری از زن کرده اند) به این خاطر است که زن باید مظهر ناز و بی نیازی و زیبایی و مراجعه مرد باشد و مرد مظهر ابراز تمایل به زن. حتی در مورد نیازهای جنسی که البته در دو طرف نیز وجود دارد، حقوق به نوعی تنظیم شده که گویا فقط مرد نیازمند زن است. به عبارت ساده تر، می خواهند به روی زن نیاورند که احتیاج به مرد دارد.

وقتی مرد خود را در امور اجرایی موظف اصلی می داند، زحمت زن را لطف می داند (که گفتیم در یک خانواده متوسط اسلامی همراهی همسفرانه خانم اتفاق خواهد افتاد.) و این موجب می شود همیشه مرد به نوعی به زن مدیون باشد و این موجب می شود که خانم مجبور نباشد به مرد ابراز احتیاج کرده و مرد بخواهد ناز کند. باید مرد بدهکار باشد و این بدهکاری هیچ اشکالی ندارد (و شاید همین بدهکار دانستن خود و بخشش بدهکاری او از سوی خانم، موجب تقویت روحیه بخشش و کرامت خانم و تواضع آقا شود) و باید زن هم درک کند که به رسم همسفری نباید چیزی از همسرش بخواهد که او الان توان برآورد کردن ندارد.

نکته دیگر اینکه چنین نگاهی موجب می شود جلوی این تصور مرد که زن باید مثل یک خادم حلقه به گوش همه کارهای خانه را از روی وظیفه انجام دهد گرفته شود و واقعیت این است که زن به خاطر روحیات عاطفی خود در معرض این نگاه های ضد اخلاقی و ظالمانه قرار دارد و حقوق نام برده شده، تصور چنین ظلمی را از مرد دور می کند.

نمونه ای از خانواده های اینگونه

شاید برای روشن تر شدن این موضوع که بسیار دور از عملکرد جامعه خودمان است، خوب باشد مثالی بزنم:

خانواده ای هستند که سطح درآمد بالایی هم ندارند اما همه حقوق همسر خود را نه تنها به رسمیت می شناسند،‌ بلکه در حد توان ادا هم می نمایند. (این خانواده هم از نظر علمی بسیار قوی هستند و هم از نظر تاثیرگذاری اجتماعی) همین موضوع موجب می شود که خود مردان هم به طور صوری هم که شده در خانه کار کنند. و پرداخت نفقه و … موجب شده که دارایی زنان این خانواده از دارایی مردان آن بیشتر باشد و البته در مواردی که زندگی با مشکلی مواجه می شود، خانم خانه با اصرار به مرد خانه، بخشی از بار مالی مشکل را به دوش می گیرد. جایی هم که واقعا نمی توانستند این حقوق را ادا کنند، ابراز کرده اند که شرمنده خانم خانه هستند و این ابراز بازهم به مظهر توجه بودن خانم خانه کمک می کند. لازم به ترس از زمین ماندن کارهای خانه نیز نخواهد؛ اگر ساده بگویم، خواهم گفت: مگر می شود خانواده ای واقعا نزدیک به نظر اسلام باشند اما در آنها زن داوطلبانه و از روی علاقه و حتی اصرار خود در فعالیت های اجرایی باری را بر دوش نگیرد؟ شاید بگویید در این صورت ممکن است خانم به سوی راحت طلبی و … پیش می رود. خواهیم گفت اگر با احترام گذاشتن به انسان ها کرامت به آنها بخشیده شود و نیز علم آموزی و مسئول دانستن خود نسبت به اجتماع در خانواده مطرح باشد، خانم خانه نیز با امنیت خاطر و متعهدانه به این امور می پردازد.

شاید بگویید این نگاه به خانواده دست نیافتنی نیست و بسیار خیال پردازانه است. خواهیم گفت: جامعه ما محتاج اخلاق است و این نگاه به خانواده، بسیار با نگاه اخلاقی و محبانه به همسر هماهنگ است و به هر حال به جای آنکه به سوی خانواده آرمانی و بهشت موعود غرب دیگری حرکت کنیم، چرا به تقرب به خانواده آرمانی و بهشت موعود الهی حرکت ننماییم؟ ضمن اینکه این نگاه قابلیت پیاده سازی در خانواده خودمان (حتی با وجود مخالفت های جامعه) را خواهد داشت.

دانلود فایل PDF مطلبPDF-DOWNLOAD