فرض کنید خسته و گرسنه هستید.‏

وسط ظهر تابستانی می خواهید زودتر به خانه برسید.‏

وقتی یاد خنکای کولر خانه و شربت بیدمشک خانه می افتید، قدم هایتان از شما جلو می زنند.‏

از پله های پل هوایی بالا می روید.‏

پل عابر پیاده

وسط آسمان و زمین که می رسید، یک آدم هیکلی جلوی شما می ایستد و می گوید:‏

چراغ عبور، برای تو قرمز است. نمی توانم اجازه دهم رد شوی.‏

هرچه می گویید چرا، می گوید:‏

یا برو از جای دیگر رد شو یا ۵ دقیقه صبر کن چراغت سبز شود.‏

 

هر چه اصرار می کنید، او محکم تر می ایستد.‏

عابر دیگری از کنارتان رد می شود.‏

می گویید بیا کمکم کن. چرا این نمی گذارد رد شوم؟ عابر با لبخندی، استمداد تو ‏را نادیده می‌گیرد و اشاره می کند:

صبر کن.‏

به خودت می گویی مثل اینکه همه دیوانه شده اند.‏

جوش می آوری. کم کم داری خودت را می خوری و از بین می بری که آن مرد هیکلی به سمتت می آید و تو را در ‏آغوش می گیرد.‏

در میان تعجب تو، با لبخند می گوید:

حلالم کن. به دوربین مخفی لبخند بزن.‏

می خواستیم قدرت صبر تو را آزمایش کنیم و صبورترین عابر پیاده را برای کاری بزرگ انتخاب کنیم. این، یک محک ‏برای خودت هم بود.‏

معمولاً آدم ها اینجا خوشحال می شوند و می پرسند: حالا شبکه چند پخش می شود؟ (از حالت های استثنا بگذریم.)‏

هرچند فلسفه سختی ها و مشکلات را به طور کامل نمی دانیم اما اگر به گوشه ای از حکمت های آن توجه ‏کنیم، لحظه ای غصه دار ‏نمی شویم. و آرامش سراسر زندگی ما را فرا خواهد گرفت.‏

أَلاَ إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لاَ هُمْ یَحْزَنُونَ‌ ﴿یونس‏، ۶۲﴾‏

آگاه باشید ، که بر دوستان خدا نه بیمى است و نه آنان اندوهگین مى‏شوند .‏

خدای بزرگ به ما خبر داده است که دنیا، دوربین مخفی است.‏

اما تفاوتش این است که عالی ترین اهداف ممکن در پی آن است.‏

اطلاع اجمالی از وجود این دوربین به ما داده اند:‏

کِرَاماً کَاتِبِینَ‌ – یَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ‏.﴿الانفطار، ۱۱و ۱۲ ﴾‏

‏‌ [ فرشتگان ] بزرگوارى که نویسندگان [ اعمال شما ] هستند. آنچه را مى‏کنید، ‏مى‏دانند .

الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیَاهَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُورُ ﴿الملک‏، ۲﴾‏

همان که مرگ و زندگى را پدید آورد تا شما را بیازماید که کدامتان نیکوکارترید ، و اوست ارجمند آمرزنده.‏