حجت الله حاجی کاظم – آذر ۹۴

اشاره: لطفا سعی کنید اگر بحث هدف زندگی ما را مطالعه نکرده اید، اول آن را ببینید و بعد سراغ این متن بیایید. برای مشاهده مطالب مربوط به هدف زندگی اینجا کلیک کنید.

bigstock_Teddy_Is_Sick_682694یادتان هست ملائکه به خدا گفتند چرا انسان آفریدی؟ چرا موجودی آفریدی که در زمین فساد می کند و خون می ریزد؟ ملائکه اتفاقا خوب تشخیص داده بودند و خداوند هم در جوابشان نگفت که اشتباه می کنید. خداوند گفت (اما) من چیزی می دانم که شما نمی دانید. موضوع این است که انسان مختار و زمین و زیست او بر زمین، به طور طبیعی با فساد و بدی و خونریزی همراه است. اما نکته اینجاست که همان گونه که در بحث هدف آفرینش تا حدودی نشان دادیم، شبیه خدا شدن انسان جز با قرار گرفتن بر سر دوراهی و استفاده از اختیار «ممکن نبود.» حتی خدا هم نمی توانست؛ چون امری غیر ممکن بود و قدرت بی نهایت به غیر ممکن تعلق نمی گیرد.

اما باور ما این است و قرآن کریم هم همین می گوید که در عین حال خود خداوند منشأ هیچ نقص و فسادی در جهان نیست و حتی خداوند هر جا ممکن بوده، جلوی فسادهای بشر و جلوی اختیارهای خیلی فاسدی را گرفته است. اما چرا جلوی همه آنها را نگرفته؟ خداوند کل ظلم های انسان ها و غیر انسان ها نسبت به یکدیگر را خنثی می کرد. چه اشکالی داشت؟ چرا خداوند چنین نکرد؟ چون اولا تابلو بازی می شود و ثانیا انسان حس می کند هر کاری که دوست دارد می تواند انجام دهد و هیچ فسادی هم در جهان ایجاد نشود. انسان امروز اعلام کرد برای حل کردن مشکلاتش به دین (در عرصه اجتماع) نیازی ندارد. گفت خودم با تکنولوژی می توانم همه مشکلاتم را برطرف کنم. یک سوم جنگل های زمین در صد سال اخیر نابود شد، بخشی از منابع نفتی در این سال ها در حال اتمام است، زمین گرم شده و ثباتی که هزاران سال زمین داشته در حال نابودی است. البته انسان هایی به فکر محیط زیست هستند اما سیل ها و خشکسالی ها از این نگاه، فقط محصول بشر است. خداوند تنها کاری که می کند این است که مستقیما جلوی خیلی از این ظلم های آدم ها نسبت به خودشان و طبیعت را نمی گیرد. نه اینکه دوست داشته باشد این ها اتفاق افتد بلکه به این خاطر که در آن صورت دنیا دیگر دنیا نیست و در واقع می شود قیامت. همه این ها به خاطر آن است که انسان ها به هدف نهایی در کمترین زمان  ممکن برسند. اگر اینجا را خداوند به هم بزند، اگر هر روز ظالمان را مستقیم گوشمالی دهد، دو راهی ها را کم کم می بندد و انسان در مراحل بعد از دنیا دچار مشکل می شود.

آن آیه که عرض کردم این است:

وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصِیبَهٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثِیرٍ  ﴿الشورى‏، ۳۰﴾

و هر آسیبی به شما رسد به سبب اعمالی است که مرتکب شده اید، و از بسیاری [از همان اعمال هم] درمی  گذرد.

شاید از این نظر حتی بلاهای وارد بر قوم لوط و … نیز تنها به سبب خودشان بود. خداوند می فرماید اگر همه مردم خوب بودند، هیچ مشکلی نداشتند.

وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ اَلْقُرى آمَنُوا وَ اِتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ اَلسَّماءِ وَ اَلْأَرْضِ وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ  ﴿الأعراف‏، ۹۶﴾

و اگر اهل شهرها و آبادی ها ایمان می  آوردند و پرهیزکاری پیشه می  کردند، یقیناً [درهایِ] برکاتی از آسمان و زمین را بر آنان می  گشودیم، ولی [آیات الهی و پیامبران را] تکذیب کردند، ما هم آنان را به کیفر اعمالی که همواره مرتکب می  شدند [به عذابی سخت] گرفتیم.

بما کانوا یکسبون یعنی دستاوردهای خود انسان …

اکنون در فلسفه دین نیز بحث شرور با پاسخ های مشابه این، پاسخ داده شده است. هرچند هنوز هم ملحدان از این شبهه برای حمله به دین و ضعیف دانستن باور به دین استفاده می کنند اما کسی آن را دلیل قطعی علیه دین نمی داند. (شخصی به نام پلانتینگا نیز در این زمینه خیلی کار کرده است. البته من مطالعه نکرده ام اما شنیده ام خوب کار کرده و از همین راه اراده آزاد free will هم وارد شده است. گفته اراده آزاد آن قدر اهمیت دارد که ارزش دارد خداوند اجازه دهد انسان ها بلاهایی سر خودشان بیاورند. یا سر یکدیگر. صحبت از مصلحت بالاتر ابدی است.)

مدیریت خدا نسبت به بلاهایی که از دیگران می رسد

سخن ما این است که هر بلایی بدون استثنا به انسان می رسد، دستاورد خودش است. خداوند جلوی بسیاری از این ها را می گیرد اما خداوند بنابه مصالح تربیتی، جلوی برخی از آنها را نمی گیرد ولی نکته خیلی خیلی خیلی مهم این است که بر اساس آیاتی الهی، خداوند همین مصیبت ها و مشکلات را نیز به سمت رشد انسان ها و بیشتر شدن اصطکاک های امتحانی حرکت می دهد، برای کسی که مظلوم و قربانی این مشکلات است، بسته های جبرانی عاطفی و روانی همچون صبر قرار می دهد و نیز برای او در دنیای پس از مرگ هم تدبیراتی دارد که همین مصیبت در آن مراحل برایش آن قدر برکت داشته باشد که او در دنیای بعد به این نتیجه می رسد که اتفاقا چه خوب شد که دچار این مشکلات شدم.

اگر دین دار باشیم، در آسانی خواهیم بود

باید بحث ها کنیم تا نشان دهیم دین نه تنها آسان است، بلکه عین آسانی است. کسی که به نسخه های دین عمل می کند، در بلاها و ظلم هایی که از دیگران به او می رسد، آسان است و سرشار از آرامش، از آن بلا برای رشد خود استفاده می کند. استادی می گفت که استادی داشتم که در اواخر عمر درد استخوانی سختی گرفته بود. گاهی که بدنش دچار حمله می شد آن قدر به خود می پیچید که اشک از چشمش می آمد. وقتی کمی بهتر می شد، لبخندی می زد و می گفت گاهی خدا مرا در آغوشش خیلی فشار می دهد. این حرف فقط یک نگاه شاعرانه نیست بلکه او می داند گرچه این بلا منشا نقصی اش از سمت بشر است اما خداوند آن بلا را به سمت رشد و شخم زدن روح او برای کاشتن دانه های تعالی استفاده کرده است.

یک نکته دیگر اینکه عملکردهای غیر اخلاقی، نادرست و نفهمیدن ها و شکایت های بی جای ماست که خیلی اوقات دشواری ها را دشوارتر می کند. از کاه کوه می سازد، مقایسه می کنیم و هزاران اشتباه دیگر که خودش باعث شکستن ما می شود.

البته مجال این نوشته ها برای تغییر نگاه یک انسان اندیشمند کافی نیست. خودتان هم می دانید که هر انسان مجموعه ای باور دارد که تغییر این مجموعه منسجم کار یک ساعت و دوساعت نیست ولی به هر حال این جرقه ای بود از نگاه ما. امیدوارم که برای شما روزنه ای به سوی اندیشیدن نسبت به آن شود و شما را بیش از پیش در آغوش خداوند رحمان و رحیم قرار دهد.

پیرامون هدف زندگی