تحقیق و تدوین: حجت حاجی کاظم

چند سال پیش در سفری که شیراز داشتم، جوانی ادعا کرد که این مرجع بزرگوار با استفاده از رانت دولتی، کارخانه شکری شخصی تاسیس کرده و حق و حقوق کارگران را هم نداده و …

احتمالاتی که به نظرم می رسید به او گفتم و داستان گذشت.

گرچه اعتماد من به مراجع عظام، جای سوالی برایم باقی نمی گذارد (مگر آنکه دلایلی بر علیه آن پیدا کنم که در آن صورت اطمینان داشته باشید با حق تعارف ندارم.) اما به خاطر اطمینان و اطلاع بیشتر و روحیه تحقیقم، چند روز پیش (اسفندماه ۱۳۹۱) تصمیم گرفتم در این مورد به دفتر مرکزی ایشان مراجعه کنم.

رفتم و از یکی از پاسخگویان دفتر پرسیدم. آن بزرگوار از قول خود آیت الله مکارم نقل کردند. یعنی من با یک واسطه سخن این مرجع بزرگوار را درباره بحث های مالیشان برایتان نقل می کنم. البته توضیح کارشناس ایشان درباره ماجرا نمی تواند سند باشد اما به هر حال می تواند به حل مسئله کمک کند:

ایشان ۱۰-۱۵ سال پیش، رئیس مرکز مدیریت حوزه های علمیه بودند. تعدادی از بازاریان تهران، خدمت ایشان آمدند و گفتند: می دانیم حوزه منبع درآمد خوبی ندارد که پاسخگوی اداره آن باشد. برای گسترش تعالیم حوزوی، می خواهیم سهام کارخانه شکری که به تازگی در دزفول تاسیس شده و احتمالا آینده خوبی دارد را به نام حوزه علمیه قم خریداری کنیم.

این مرجع بزرگوار فرموده بودند که در یک صورت قبول می کنم آن هم اینکه مشکلاتی نداشته باشد که به تدریس و فعالیت علمی ام لطمه نزند.

قبول کردند و نه به نام آیت الله مکارم، که به نام حوزه قم زدند البته مدیریتش آن زمان بر عهده ایشان بود.

آیت الله مکارم فرموده بودند پس از یک سال دیدم نمی توانم. سهام آن را برگرداندم. بعدها، کارخانه به مشکل خورد و نتوانستند حقوق کارکنان را هم خوب ادا کنند و … و از این موضوع دروغ ها علیه ایشان درست شد.

در مورد ثروت هایشان فرموده بودند که وجوهات خمس به طور کامل جهت گسترش و تبلیغ دین مثل چاپ کتاب، تربیت مربیان و … استفاده می شود.

اما گاهی عده ای مبالغی را به ایشان می رسانند تا در زمینه های مورد صلاحدید ایشان هزینه شود. تمام این مبالغ به موسسه امیرالمومنین که وقف بوده و فعلا مسئول آن خودشان هستند (چون وقف کننده، می تواند خود یا شخص دیگری را به عنوان متولی وقف مشخص کند.)

این موسسه، فعالیت های فرهنگی و ترویجی دینی بزرگی را در کشور به ثمر نشانده است.

آیت الله العظمی مکارم فرموده بودند که درآمد شخصی من مثل بقیه اساتید، از راه تدریس و تالیف کتاب حاصل می شود و به خاطر اینکه مشکل مالی ندارند، از شهریه حوزه هم استفاده نمی کنند.

ایشان فرموده بودند بخشی از اموال شخصی ام را هم وقف همین موسسه کرده ام و اکنون منزلی معمولی در خیابان صفائیه دارم. زمانی خواستم حیاط منزلم را سقف زنم تا مردمی که برای دیدار می آیند، کمتر اذیت شوند. اما از همین تعمیرات، افسانه ها ساختند.

این بود داستان تهمت هایی که به این مرجع بزرگوار زده اند.

البته ممکن است کسی پیدا شود آن قدر تردید داشته باشد که پاسخ دفتر ایشان به این ابهامات، او را قانع نکند. من برای قانع کردن او این چند خط را ننوشتم. چرا که دلایلی بر اعتماد به سخن دفتر ایشان دارم. فقط برای به اشتراک گذاشتن اطلاعاتم این چند خط را نوشتم.

مراجع ما اهل داد و بیداد در برابر این دروغ ها نیستند اما کسی هم که می شنود، نباید تحقیق کند؟

به قول قرآن کریم:

هرگاه فاسقی (همچون رسانه های کفر) برایتان خبری آورد، حتما تحقیق کنید که مبادا به خاطر ندانستن حقیقت، با کسی دشمنی کنید!!!!

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصِیبُوا قَوْماً بِجَهَالَهٍ ﴿الحجرات‏، ۶﴾)

البته کسانی که دلیلی علیه کسی دارند، باید با آزادگی بررسی شود و به خوبی تحلیل گردد.